تبلیغات
انجمن علمی دانشجویی الهیات دانشگاه امام صادق علیه السلام - آیا علم دینی معنا دارد؟(بخش دوم)

آیا علم دینی معنا دارد؟(بخش دوم)

تاریخ:دوشنبه 20 شهریور 1391-04:12 ب.ظ

ادامه قسبت قبل...

برخى مى‏گویند كه علم در شكل‏گیرى، فرمول‏بندى، ترویج و پذیرش از عوامل اجتماعى و روانشناختى متاثر است، برخى هم مرحله‏بندى مى‏كنند:...

                                                            آیا علم دینی امکان دارد؟2

ادامه قسبت قبل...

برخى مى‏گویند كه علم در شكل‏گیرى، فرمول‏بندى، ترویج و پذیرش از عوامل اجتماعى و روانشناختى متاثر است، برخى هم مرحله‏بندى مى‏كنند: در مرحله شكل‏گیرى، عوامل روانشناختى و در مرحله ترویج و انتشار، عوامل اجتماعى موثر هستند. چند دهه قبل پال فورمن (Paul Forman) ، عالم برجسته آمریكایى، تحلیل جالبى ارائه داد كه بسیار سر و صدا به راه انداخت. این نظریه را ارائه كرد: «طرد علیت توسط فیزیك‏دانان آلمانى در عصر وایمار (Weimar) ، یعنى 1919-1933، عكس العملى در برابر محیط فرهنگى موجود در دوران قبل از تكون مكانیك كوانتومى و در اثناء شكل‏گیرى آن بود. از پایان جنگ جهانى اول تا زمان عرضه شدن مكانیك ماتریسى هایزنبرگ در 1925، تعداد زیادى از فیزیك‏دانان شهیر، نظیر اكسنر، وایل، نرنست، زومرفلد، رایشنباخ و ...، با علیت وداع كردند. استدلال فورمن به قرار زیر بود: علیت‏براى فیزیك‏دانان اول قرن معرف قانونمندى طبیعت‏بود و رویكرد علمى نیز یك رویكرد عقلانى تلقى مى‏شد. وقتى بعد از شكست آلمان در جنگ جهانى اول، علم مسؤول وضعیت غمناك آلمان به حساب آمد، عكس‏العملى علیه عقلانیت‏بروز كرد و این به معناى نفى علم و در نتیجه نفى قانونمندى طبیعت تلقى شد. لذا اگر فیزیكدانى مى‏خواست تصویر خوبى در جامعه داشته باشد باید علیت را ترك كند و این درست راه حلى بود كه براى حل مسائل موجود فیزیك اتمى در آن دوران، كارا تلقى شد. به عقیده فورمن مسائل اساسى فیزیك اتمى نقش ثانویه در طرد علیت داشت. «اما در حالى كه فورمن بیشتر روى عوامل جامعه‏شناختى تكیه داشت، بعضى نظیر كوشینگ (J. Cushing) معتقدند كه عوامل روانشناختى نیز در شكل‏گیرى مفاهیم و نظریه‏ها و تعبیر آنها مؤثرند و در واقع عوامل روانشناختى نقش بیشترى در شكل‏گیرى و تعبیر نظریه‏ها دارند تا عوامل جامعه‏شناختى، در حالى كه عوامل جامعه‏شناختى نقش اساسى در پذیرش و انتشار نظریه‏ها دارند». دانشمندان هم اگر مى‏خواستند محبوبیت داشته باشند در آغاز سخنرانى خود در دانشگاهها باید گریزى به رها كردن اصل علیت مى‏زدند. او این مطلب را به صورت مستند نشان مى‏دهد، كه هرچند برخى از موارد آن را جواب داده‏اند، ولى فى‏الجمله سخن ایشان درست است. بنابراین، چیزى كه مورد غفلت كسانى است كه این شبهات را در جامعه ما مطرح مى‏كنند این است كه علم پشتوانه بسیار قوى متافیزیكى دارد و این پشتوانه مى‏تواند خداباورانه باشد و جهان را هدفدار و داراى نظام اخلاقى و متكى به خداوند بداند. در كنفرانس امسال كانادا یكى از دانشمندان استدلال كرد كه این كه گفته مى‏شود در آغاز قرن هفدهم كه علم جدید شروع شد دانشمندان منكر غایتمندى جهان بودند نادرست است و درشت‏نمایى شده است. پس به طور خلاصه در نظریه‏هاى علمى پیشفرضهاى متافیزیكى نهفته است. نكته دیگرى كه مساله علم دینى را موجه مى‏سازد مسئله جهتگیرى و كاربرد علم است و آن بسیار مهم است و بسیارى از دانشمندان برجسته جهان غرب متفطن به این مسئله شده‏اند كه علت پیدایش مفاسد و خرابیهاى جامعه غرب از دست دادن جهت‏گیرى الهى آن است. یكى از برندگان جایزه نوبل پزشكى در سخنرانى خود در دهه 60 ادعا كرد كه 50% دانشمندان و مهندسان عالم در مؤسسات و مراكزى كه در مراتب مختلف اسلحه‏سازى قرار دارند، مشغولند; یعنى 50 درصد تحقیقات به اسلحه‏سازى اختصاص یافته است. هم‏اكنون علوم زیست‏شناسى و علم ژنتیك افقهاى جدیدى را به وجود آورده است و تاثیرى كه مى‏توان در ژن انسانها ایجاد كرد مطرح كرده‏اند. نگرانى نسبت‏به این مسائل در میان دانشمندان متدین غربى مشاهده مى‏شود، ولى در جامعه ما این مسایل اصلا مطرح نیست. ما باید پیشقدم باشیم و تابع و منفعل نسبت‏به این مسایل نباشیم. نكته دیگر، این است كه مى‏گویند چرا مى‏گویید علم اسلامى و دینى و نمى‏گویید عالم اسلامى و عالم دینى. پاسخ این است كه به قدرى مسئله داده‏هاى علمى و تعابیر در كتابها در هم تنیده شده است كه تفكیك آنها بسیار مشكل است، مگر براى كسانى كه اهل فن باشند. به قول انیشتین فرد باید فیلسوف باشد، فیزیكدان باشد، ریاضى‏دان باشد تا در باب لیت‏بحث كند و فیزیكدان تنها حق ندارد در این باب بحث كند. به علاوه مواردى در علم مطرح است كه ربطى به عالم ندارد مستقیما از دین آمده وارد علم شده است. اینشتین مى‏گوید: «یكى از اسرارآمیزترین چیزها براى من قابل فهم بودن جهان است‏»، در جاى دیگر مى‏گوید: «قابل فهم بودن طبیعت را ما از دین گرفته‏ایم، به این یعنى [حوزه دین] همچنین ایمان به امكان این كه نظمهاى سارى در جهان وجود عقلانى هستند; یعنى براى عقل قابل دركند، تعلق دارد. من نمى‏توانم هیچ دانشمند واقعى را بدون آن ایمان عمیق تصور كنم. وضعیت را مى‏توان به وسیله یك تصویر بیان كرد: علم بدون دین لنگ است; دین بدون علم كور است‏». دانشمندانى كه درصدد بررسى دلایل رشد علم در غرب برآمده‏اند (حتى غیر متالهان آنها) به این موضوع اعتراف كرده‏اند. مورد جالبتر موضوعى است كه در همین تابستان گذشته من در آمریكا شاهد آن بودم و آن اینكه یكى از كارهاى مهمى كه در فیزیك در قرن اخیر دارد انجام مى‏گیرد اصل وحدت نیروهاست. ما در طبیعت چهار نیرو داریم و فیزیكدانها درصدد بوده‏اند كه این چهار نیرو را به یك ابرنیرو برگردانند. آنها مى‏گویند در آغاز جهان یك ابرنیرو بوده است و بعد تبدیل به چهار نیرو شده است. مسئله وحدت نیروها از بزرگترین كارهاى علم در عصر حاضر است و سه نفر از جمله عبد السلام مسلمان، جایزه نوبل را در مورد آن دریافت كردند. امروز همه دنبال نظریه همه چیز هستند (theory of every thing) نظریه‏اى كه همه نظریه‏ها و محصولات علم از آن بیرون مى‏آید. آقاى آندره لینده، فیزیكدان درجه اول روسى عصر حاضر كه تئورى جهان خودزا را ارائه داده است و جایى براى خدا قایل نیست، امسال در كنفرانسى در بركلى مى‏گفت: «كل كیهان‏شناسى عمیقا متاثر از سنت غربى توحید است. .. این ایده كه ممكن است جهان را از طریق یك «نظریه همه چیز» نهایى بفهمیم ناشى از اعتقاد به خداى بیگانه است‏». پس، علم دینى معنا دارد; زیرا جهان‏بینى مى‏تواند پشتوانه علم قرار گیرد، ولى برخى از این حد بالاتر مى‏روند، و بنده هم جزو اینها هستم ولى منفرد نیستم. برخى از فیلسوفان غربى معتقدند كه اگر از یك سطح بالاتر نگاه كنیم علم بدون مبناى خداباورانه مفهومى ندارد و قابل فهم نیست. علم موفق است، ولى توفیق علم را نمى‏فهمیم. مغز انسان ریاضیات را خلق مى‏كند. چرا با ریاضیاتى كه ما خلق مى‏كنیم مى‏توانیم جهان را بفهمیم؟ چرا عدد 14/3 (آآآآآآآ) كه نسبت محیط دایره به قطر آن است در ساختار ریز اتم ئیدروژن كه هیچ ربطى به دایره ندارد (زیرا در آنجا مسیر و مدار و همه این مقولات را منتفى اعلام كرده‏اند) وارد مى‏شود. آقاى ویگنر مقاله‏اى دارد با عنوان «اعجاز در ریاضیات‏» كه محتواى آن این است كه چرا ریاضیات در توضیح جهان طبیعت موفق است. در خاتمه، سخنان آقاى تریگ، استاد فلسفه دانشگاه واریك، را كه از فیلسوفان عصر حاضر است، برایتان نقل مى‏كنم. وى آشكارا اعلام مى‏كند كه علم در غیر یك متن خداباورانه مفهومى ندارد: براى كار علمى باید قبول كنیم كه جهانى كه مورد مطالعه علم قرار مى‏گیرد قانونمند است و منظم. این را نمى‏توان از علم استخراج كرد; زیرا ما نیازمند به یك فرض فلسفى هستیم كه «ناشناخته مانند شناخته شده است‏» و الا هرگز نمى‏توانستیم یافته‏هاى علمى‏مان را تعمیم دهیم و فرض كنیم كه تمام بخشهاى واقعیت‏یكسان است و قابل درك، حتى اگر قابل مشاهده نباشد. ما نیاز به مبنایى داریم كه به ما اطمینان دهد كه كشفیات علم را مى‏توان با اطمینان در زمانها و جاهاى مختلف به كار برد. كاربردپذیرى ریاضیات در مورد جهان فیزیكى خود حاكى از این است كه یك عقلیت زیربنایى در ساختار جهان به كار رفته است. این غیرعادى است كه علائم تولیدشده در عالم انسان بتواند عمیقترین اسرار جهان فیزیكى را كشف كند و به ما قدرتى براى تسلط بر طبیعت‏بدهد. به نظر مى‏رسد كه نظمى در درون اشیاء باشد كه قابل شناخت‏براى ذهن انسان است. علم بدون این استعداد انسانى براى فهم ساختار واقعیت فیزیكى غیرممكن مى‏بود. یك جواب به این سوال كه چرا واقعیت‏یك نظم ذاتى دارد، این است كه این درست وضعیتى است كه اشیاء دارند، اما این استدلال وزنه‏اى ندارد كه موجب اطمینان به جهانشمولى ادعاهاى علم شود. یك جواب اساسى‏تر این است كه واقعیت اینچنین است كه هست; زیرا خداوند جهان را اینچنین آفرید. این حركتى از رئالیسم متافیزیكى به خداباورى است. در واقع، مى‏توان ادعا كرد كه علم نمى‏تواند در هیچ زمینه دیگرى مشروعیت پیدا كند مى‏توان گفت كار علم مستلزم پیشفرضهایى است كه تنها مى‏توان از خداباورى آنها را استنتاج كرد. قطعا تاریخ تكون علم جدید موید این مطلب است (پایان مطلب آقاى تریگ). نكته پایانى من، این است كه این كه برخى مى‏گویند ما علم را به صورت مجرد در نظر مى‏گیریم كه ایرانى و آمریكایى و اسلامى و غیراسلامى نداشته باشد، در صورتى ممكن است كه ما فقط حقایق تجربى را جدول كنیم و بگوییم اگر این عنصر را حرارت دهیم این نور را مى‏بینیم و اگر این فلز را حرارت دهیم طولش اینقدر افزایش مى‏یابد و امثال آن، ولى واقعیت این است كه فیزیكدانان بزرگ هیچگاه قانع نبوده‏اند كه به این مقدار بسنده كنند. اینشتین مى‏گفت: «من مى‏خواهم بفهمم خداوند چگونه این جهان را ساخته است، من به این یا آن پدیده، یا طیف این یا آن عنصر علاقه‏اى ندارم. من مى‏خواهم افكار خدا را بدانم. بقیه جزئیات هستند». آقاى ویتن كه از بزرگترین فیزیكدانان جوان قرن حاضر است (و برنده جایزه فیلد در ریاضیات) مى‏گوید: من مى‏خواهم بدانم در جهان چه مى‏گذرد. من به بازى ریاضى كارى ندارم.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can better posture make you taller?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:56 ق.ظ
I visited many sites but the audio feature for audio songs
current at this website is truly marvelous.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo