تبلیغات
انجمن علمی دانشجویی الهیات دانشگاه امام صادق علیه السلام - از چیستی علم به سوی چگونگی علم3

از چیستی علم به سوی چگونگی علم3

تاریخ:شنبه 28 اردیبهشت 1392-03:05 ب.ظ

در سال 1989، دیوید كروز،پروفسور جانورشناس و روان‏شناس دانشگاه تگزاس، مطالعاتى را بر روى نوعى....

                               از چیستى علم به سوى چگونگى علم3

ادامه قسمت قبل...

6. زندگى جنسى مارمولك ویپ‏تیل

در سال 1989، دیوید كروز،پروفسور جانورشناس و روان‏شناس دانشگاه تگزاس، مطالعاتى را بر روى نوعى از مارمولك‏ها انجام داد. تولیدمثل این نوع مارمولك‏ها، برخلاف خزندگان دیگر، غیرجنسى بود، یعنى جنس ماده در این گونه، «بكرزا»بود. كروز تعدادى از این مارمولك‏ها را در یك ظرف آزمایشگاهى موردمطالعه قرار داد. وى متوجه شد كه گاهى مارمولك‏ها بر هم سوار مى‏شوند، به طورى كه اندام‏هاى جنسى خود را با یكدیگر تماس مى‏دهند و رفتارى شبیه رفتار جنسى از خود بروز مى‏دهند. جالب آن‏كه هر دو مارمولكى كه چنین رفتارى از خود نشان مى‏دادند، ماده بودند. مارمولكى كه در زیر قرارمى‏گرفت، داراى تخمكى بود كه استعداد باردارشدن را داشت، درحالى‏كه مارمولكى كه در رو قرارداشت، داراى تخمك‏هاى تحلیل‏رفته و نامستعد براى بارورى بود. تا آن زمان چنین مشاهده‏اى گزارش نشده بود. از این رو كروز تصور كرد كه به كشف مهمى دست‏یافته است و نتایج مشاهدات خود را منتشر نمود. این رفتار مارمولك‏ها «شبه جفت‏گیرى» نام گرفت.

دانشمندان چندان به مشاهدات كروز مطمئن نبودند. از جمله زیست‏شناسانى كه درباره‏ى مشاهدات وى اظهارنظر كردند، دو زیست‏شناس مشهور اورلاندو كوئیلار و س. ج. كول بودند. كوئیلار استاد دانشگاه یوتا بود كه در سال 1970 مكانیزم كروموزمى بكرزایى را بیان‏كرده بود. كول نیز استاد موزه تاریخ طبیعى امریكا و پیشگام در مطالعات فیزیولوژیك این‏گونه مارمولك‏ها بود. این دو نفر مشاهدات كروز را جدید و مهم نمى‏پنداشتند و معتقد بودند كه خود نیز در پژوهش‏هاى‏شان این پدیده را مشاهده كرده‏اند. كوئیلار و كول معتقد بودند كه این پدیده ناشى از ازدحام مارمولك‏ها در ظرف آزمایشگاهى است. آن‏ها كروز را دانشمندى مبتدى، بى‏تجربه و بى‏دقت نامیدند. اظهارات این دو زیست‏شناس درباره‏ى مشاهدات كروز تأثیر مهمى در جامعه‏ى علمى داشت، زیرا كوئیلار و كول به سبب مقالات و پژوهش‏هاى علمى‏شان، به عنوان زیست‏شناسانى مجرب و ماهر مطرح بودند.

حربه كوئیلار و كول در نقد كروز، نداشتن صلاحیت و بى‏دقتى وى در مشاهداتش بود. امّا باید توجه‏كرد كه در مناقشات علمى، «دقت» هم‏چون شمشیرى دولبه است. بنابراین، كروز نیز از همین حربه به عنوان شیوه‏اى براى دفاع از خود استفاده كرد. او معتقد بود كه اگر ازدحام مارمولك‏ها در ظرف آزمایشگاهى موجب بروز رفتار جنسى مى‏شود، پس منتقدانش باید ابعاد ظرف و شمار مارمولك‏ها براى ممانعت از ازدحام را منتشر سازند. كروز با این ادعا نه‏تنها بر دقیق‏بودن مشاهداتش تأكید مى‏كرد، بلكه بى‏دقتى منتقدانش را نیز بیان مى‏نمود.

نوع بحث‏هایى كه در این مناقشه بیان مى‏شد، به‏گونه‏اى بود كه اگر شما به درست‏بودن شبه‏جفت‏گیرى معتقد بودید، كروز را مشاهده‏گرى دقیق و منتقدانش را بى‏دقت مى‏نامیدید. برعكس، اگر شبه‏جفت‏گیرى را امرى ساختگى در نظرمى‏گرفتید، كروز را دانشمندى بى‏دقت و منتقدانش را پژوهشگرانى دقیق مى‏نامیدند. درواقع، «دقت» نمى‏توانست معنایى مستقل از موضوعات مطرح‏شده توسط طرفین مناقشه داشته باشد. بنابراین، حاصل بحث‏ها غلتیدن در یك دور بود، و به قول كالینز وپینچ، به طور كلى «اتهام بى‏دقتى در حل مناقشات علمى بى‏تأثیر است، زیرا به دور مى‏انجامد.» .

جالب آن‏كه كروز و منتقدانش از ناپسندبودن چنین مناقشاتى در علم آگاه بودند، از این رو در مقالاتى كه در مجله‏ى تخصصى ساینتیفیك امریكن منتشر كردند، از ارجاعاتى كه صریحا دلالت به چنین مناقشه‏اى داشته باشد، پرهیز مى‏كردند.

سرانجام، این مناقشه چگونه پایان‏یافت؟ یكى از روش‏هاى خاتمه‏دهنده‏ى یك مناقشه، بازنویسى تاریخ سیر آن است، به گونه‏اى كه بروز مناقشه، ناشى از توسعه‏نیافتن لازم حوزه‏ى مزبور به نظر آید. در این صورت، مناقشه زودرس به نظر خواهد رسید. از آن‏جا كه ادعاى كروز دربرابر نقادى‏هاى كوئیلار و كول چندان اعتبارى نداشت، وى به چنین روشى براى پایان دادن به مناقشه متوسل شد. او در مقالات بعدى‏اش ناكامى بحث درباره‏ى مارمولك‏هاى ویپ‏تیل را ناشى از عدم آزمایش‏ها و شواهد قطعى درباره‏ى آن‏ها بیان‏كرد. این‏گونه شیوه‏ى برخورد كه به نوعى لفاظى مى‏مانست، به كروز این امكان را داد كه اگر بعدها به نتایجى در این زمینه دست‏یافت، آن را به عنوان پیشرفت‏هایى در زمینه‏ى بحث اولیه‏اش بیان سازد. با آن‏كه پنج‏سال از آن زمان (زمان انتشار كتاب 1994) مى‏گذرد، داورى درباره‏ى ارتباط شبه‏جفت‏گیرى مارمولك‏هاى ویپ‏تیل با تولیدمثل آن‏ها هم‏چنان نامشخص است: «مطابق نظر یك گروه از دانشمندان معتبر، ارتباط وجود دارد؛ و مطابق نظر گروه دیگرى از این دانشمندان، ارتباط وجود ندارد. پینچ و كالینز معتقدند كه: «مثل همیشه، چیستى واقعیات طبیعت در چهارچوب استدلال انسان‏ها تعیین مى‏شود»

7. داستان عجیب نوتْرینوهاى خورشیدى مفقود شده

طبق نظریه‏ى تكامل ستارگان، فیوژن هسته‏اى، منبعِ انرژى ستارگان، از جمله خورشید است. یكى از ذرات بنیادى كه در فرایند فیوژن هسته‏اى تولید مى‏شود، نوترینو است. ویلیام فاوْلر، فیزیك‏دان هسته‏اى انستیتو تكنولوژى كالیفرنیا، معروف به كل‏تك،در سال 1957 نظریه‏اى ارائه كرد كه چگونگى تركیب عناصر سبك و تولید عناصر سنگین در ستارگان را تعیین مى‏كرد. وى نتیجه گرفت كه خورشید نوترینوهایى با انرژى بالا تولید مى‏كند، و رى‏دیویس، فیزیك‏دان تجربى آزمایشگاه ملى بروكِ هیون، را تشویق كرد كه آن‏ها را بیابد.

نخستین گام در طراحى چنین آشكاركننده‏اى، تعیین تعداد نوترینوهایى بود كه دیویس باید انتظار یافتن آن‏ها را مى‏داشت. چنین كارى، از جنبه‏ى نظرى، كار بسیار پیچیده‏اى بود و به همكارى شاخه‏هاى مختلفى، همچون فیزیك هسته‏اى، فیزیك نوترینو و رادیوشیمى نیاز داشت. جان‏بكول، دانشجوى فوق‏دكترى فیزیك، در این زمینه كمك فراوانى به دیویس كرد. دیویس براى آزمایش خود به بودجه‏اى حدود ششصد هزار دلار نیاز داشت كه تأمین آن بسیار دشوار بود. حمایت سازمان‏هایى همچون كمیسیون انرژى اتمى، بنیاد ملى علوم، و ناسا تأثیر فراوانى در جلب این بودجه داشت. از این رو، دیویس و بكول با روش‏هاى دیپلماتیك سعى در متقاعدكردن این سازمان‏ها براى اجراى آزمایش نمودند. مقالات و كتاب‏هاى منتشرشده، موفقیت كارهاى گذشته و به طور كلى، اعتبار علمى دیویس و بكول نقش مهمى در این زمینه داشتند. اما مهم‏تر از همه، نامه‏ى فاولر، فیزیك‏دان برجسته، به كمیسیون انرژى اتمى بود. وى در این نامه با اصرار درخواست‏كرده بود كه از آزمایش دیویس حمایت شود. براى متقاعد كردن سازمان‏هاى ذى‏ربط، لفاظى‏هاى بزرگى انجام شد تا نشان دهد كه آزمایش دیویس مستقیم‏ترین روش براى اندازه‏گیرى نوترینوهاى خورشید است. هم‏چنین از آن‏جا كه نظر فیزیك‏دانان هسته‏اى، به سبب دقیق بودن كارهاى علمى‏شان، بسیار معتبر تلقى مى‏شد، جلب‏نظر آن‏ها، به ویژه موریس گلدهابر، رییس آزمایشگاه ملى بروك‏هیون، اهمیت بسزایى داشت. از این رو، بكول در یك ملاقات اختصاصى، در تأمین نظر وى درباره‏ى اعتبار و عملى بودن آزمایش كوشید. اما باید شك‏هاى گلدهابر به كلى برطرف مى‏شد. بنابراین، دیویس و بكول مى‏بایست مقدار شار دریافتى نوترینوهاى خورشیدى را پیش‏بینى مى‏كردند. جالب آن‏كه مقدار شار پیش‏بینى‏شده، با نیاز فیزیكدانان براى بودجه تغییر مى‏كرد. سرانجام در سال 1967، دیویس توانست بودجه‏ى لازم را براى آزمایش تأمین كند.

وى براى اجراى آزمایش، مخزنى به بزرگى استخر شناى المپیك فراهم آورد. این مخزن از ماده‏ى پاك‏كننده‏ى كلرین پرشده و در ورودى یك معدن متروكه قرار گرفته بود. چون نوترینوها از هر جسمى عبور مى‏كنند، این مایع انتخاب شده بود تا در برخورد نوترینوهاى خورشیدى به كلرین، اتم‏هاى عنصر آرگون آزاد شوند و آشكاركننده‏ها با یافتن آن‏ها، به شار نوترینوى منتشرشده از خورشید پى ببرند. دیویس هرماه مخزن كلرین را بررسى مى‏كرد، ولى نتایج به دست‏آمده منفى بود و آشكاركننده‏ها شارى بسیار پایین‏تر از مقدار پیش‏بینى‏شده ثبت‏كرده بودند.

برخلاف بسیارى از موارد دیگر در علم كه آزمایش و آزمایشگر، هنگام تعارض میان آزمایش و نظریه، مورد تردید قرار مى‏گیرند آزمایش دیویس اعتبار خود را از دست نداد. دیویس از نظر جامعه علمى آزمایشگر دقیقى به حساب مى‏آمد و نمونه‏ى بى‏تعصبى، احتیاط، و فروتنى بود . ناگزیر فرض‏هایى كه آزمایش بر آن‏ها بنا شده بود موردتحدى قرار گرفت، به طورى كه بعضى از دانشمندان این نظر را مطرح كردند كه خورشید براى تأمین انرژى اصلاً هیدروژن نمى‏سوزاند! و واكنش فیوژن در آن رخ نمى‏دهد!

بكول سعى كرد كه مقدار كم شار نوترینو را توجیه كند. اما گزارش‏هاى بعدى دیویس وى را بیش از پیش مأیوس كرد. با این همه، وى از حمایت از آزمایش دست برنداشت، به طورى كه ایكو ایبن، فیزیك‏دان كل‏تك، از وى به شدت انتقاد كرد كه با تزویر سعى در تغییر فراسنج‏هاى آزمایش به دلخواه خود دارد، تا بتواند شار بیش‏ترى براى نوترینوهاى آزمایش به دست آورد. اختلاف میان بكول و ایبن بار دیگر به ما یادآورى مى‏كند كه «پیش‏بینى، با درون‏ده‏هاى بسیارش، چقدر مى‏تواند انعطاف‏پذیر و متغیر باشد». به علاوه، این ماجرا نشان مى‏دهد كه:

«داورى درباره‏ى فرجام آزمون یك نظریه، همواره امر سرراست و روشنى نیست. داورى درباره‏ى فرجام یك نظریه، برخلاف آنچه برخى فیلسوفان مى‏پندارند، صِرف بررسى پیش‏بینى‏هاى نظریه و نتایج آزمایشى نیست؛ تفسیر همواره حضور و دخول دارد.» (همان‏جا) مناقشه‏اى سخت میان این دو دانشمند درگرفت و فیزیك‏دانان به طرفدارى از هریك، نظریه‏هاى مختلفى ارائه كردند. حتى آزمایش‏هایى كه بعدها دیگران انجام دادند نیز نتوانست نظر قاطعى درباره‏ى نوترینوهاى خورشیدى ایجاد كند. این مناقشات تا به امروز به هیچ اجماعى درباره‏ى راه‏حل معضل نوترینوى خورشیدى نینجامیده است. اما جالب است كه این تحدى‏ها و مناقشات بیانگر و برملاكننده‏ى دنیایى از شك است كه حتى پشتِ وثیق‏ترین حوزه از معرفت وجود دارد.

پیش از سال 1967، طرح تحقیقاتىِ یافتن نوترینوهاى خورشیدى، مبتنى بر ساختار مستحكمى از مفروضات نظرى و آزمایشى بود. اما اینك در سال 1992، داورى علمى درباره‏ى ماجراى نوترینوى خورشیدى به جایى نرسیده است. دو آزمایش نسل دوم، نتایج خود را گزارش كردند. سِیج، نام آزمایش گالیوم مشترك شوروى ـ امریكاست كه در ذیل كوهى در شمال قفقاز صورت گرفته است. گَلِكس نام مجموعه‏ى تحقیقاتى بین‏المللى دیگرى است كه در ذیل كوه‏هاى اَپناین در ایتالیا صورت مى‏گیرد. هردو آزمایش پیش‏بینى كرده‏اند كه حدود 124 تا 132 نوترینوى خورشیدى را بیابند. سیج فقط بیست نوترینو، و گلكس 83 نوترینو یافته است. نتیجه‏ى گلكس را مى‏توان با «تسامح بسیار سخاوتمندانه» تلفیق كرد، لیكن نتیجه‏ى سیج تبیین بنیانى متفاوتى لازم دارد. دانشمندان تعارض نتایج را معلول كار با یابنده‏ى گالیوم خالص، در مقابل یابنده‏ى كلورید گالیوم، تبیین مى‏كنند و این یعنى، «مذاكرات و مناقشات هم‏چنان ادامه دارد!» .

نتیجه‏گیرى

پیش از این‏كه به جمع‏بندى خلاصه‏تر كتاب تازه منتشرشده‏ى دو علم‏شناس معروف معاصر، كالینز و پینچ، بپردازیم، بجاست نظر خود آن‏ها را به نقل از فصل آخر ــ كه نتیجه‏گیرى كتاب است ــ نقل كنیم. به نظر آنان، «پژوهش‏هاى موضوعى ما نشان مى‏دهد كه هیچ منطق اكتشاف علمى‏اى وجود ندارد و یا این‏كه اگر چنین منطقى وجود دارد، منطق زندگى روزمره است» . نكته‏ى اساسى دیگرى كه بسیارى از علم‏شناسانِ واقعیت‏گراى معاصر آن را تأیید و بر آن تأكید كرده‏اند این است كه «محال است بتوان علم را از جامعه جدا كرد. با این وصف، حفظ این فكر كه دو حوزه‏ى متمایز وجود دارد، همان چیزى است كه تصویر اقتدارگرایانه‏اى را كه آشناى اكثر ماست، به وجود مى‏آورد» . نكته‏ى بسیار دلالت‏آمیز دیگرى كه كالینز و پینچ مطرح مى‏كنند این است كه «تصادفى نیست آن‏هایى كه احساسى یقینى از فهم و درك روش علمى دارند، به ندرت خودشان در خط مقدم علوم كار وكاوش كرده‏اند».

درباره‏ى شواهد تجربى و آزمایش، كتاب چگونگى علم به نتیجه‏گیرى‏هایى مغایر و بلكه مخالف تجربه‏گرایى اثبات‏گرایانه و ابطال‏گرایانه مى‏رسد، به طورى كه قائل مى‏شود كه «ما نباید از این كه شواهد تجربى را مى‏توان بررسى و بدان شك كرد شگفت‏زده شویم. این مطلبى است كه با توجه به فهم تازه از علم باید انتظار داشته باشیم. این‏گونه نیست كه یك طرف، درك درستى از واقعیات علمى داشته باشد و طرف دیگر برخطا باشد. تردید درباره‏ى شواهد را همیشه مى‏توان مطرح كرد» .

در همین زمینه، این دو علم‏شناس معاصر تصریح مى‏كنند كه «آنچه ما نشان داده‏ایم این است كه آزمایش‏ها در علوم واقعى هرگز فرجام شُسته‏رفته‏اى در اختیار انسان نمى‏نهند» . و سرانجام این‏كه، «ما نشان داده‏ایم كه دانشمندان خط مقدمِ تحقیق نمى‏توانند اختلافات خود را با آزمایش‏هاى بهتر، معرفت بیش‏تر، نظریه‏ى پیشرفته‏تر، و یا اندیشیدن شفاف‏تر فیصله بخشند» .

همان‏طور كه ملاحظه كردیم، در یك مناقشه‏ى علمى هیچ برهان صرفا منطقى و مبتنى بر شواهد تجربى وجود ندارد كه برترى یك نظریه را بر دیگرى ثابت كند و ، درنتیجه، دانشمند را به قبول یا رد نظریه سوق دهد. یكى از دلایل امكان نداشتن چنین اثباتى، این است كه طراحان نظریه‏هاى رقیب، به مجموعه‏ى متفاوتى از قواعد روش‏شناختى و موازین معرفت‏شناختى و اصول مابعدالطبیعى و غیره توسل مى‏كنند. بنابراین، نتیجه‏ى هر برهانى تنها هنگامى الزام‏آور مى‏شود كه مقدمات آن پذیرفته شده باشد. حامیان نظریه‏هاى رقیب، مقدمات یكدیگر را نمى‏پذیرند، همان‏طور كه پاستور اصل اساسى پوشه را درباره‏ى حیات، یعنى حیات‏خودجوش، نمى‏پذیرفت، درنتیجه با براهین یكدیگر، الزاما متقاعد نخواهند شد. در واقع، هیچ معیار واحد یا معیارهاى مشتركى وجود ندارد كه دانشمندان بتوانند با آن درباره‏ى توانایى یا آینده‏ى یك نظریه، یكسان داورى كنند. بنابراین، عوامل مختلف دیگرى پا به‏میان مى‏گذارند كه در ارزیابى دانشمندان درباره‏ى قابلیت‏هاى یك نظریه‏ى علمى مهم و مؤثرند. تصمیم هر دانشمند به اولویتى بستگى دارد كه وى براى این عوامل قایل است. این عوامل، مشتمل است بر چیزهایى از قبیل: سادگى، دقت، ارتباط با بعضى نیازهاى اضطرارى جامعه، توانایى حل نوعى از مسائل مشخص، و هم‏چنین شهرت، شخصیت دانشگاهى، ملیت و سوابق شكست‏ها و موفقیت‏هاى دانشمند ارائه‏دهنده‏ى نظریه. بنابراین، عوامل مؤثرى را كه سبب مى‏شوند دانشمندان نظریه‏اى را قبول یا رد كنند، نمى‏توان صرفا در استدلال‏هاى منطقى یا قوّت و استحكام شواهد تجربى جست، بلكه باید پژوهش‏هاى روان‏شناختى و جامعه‏شناختى را همدوش و همراه آن عوامل كرد. از این‏رو، قواعدى كه روش‏شناسى‏هاى معمول براى علم بیان مى‏كنند (از قبیل «نظریه‏اى را بپذیرید كه داراى بیش‏ترین تأیید استقرایى از واقعیات پذیرفته‏شده باشد»، یا «نظریه‏هایى را وانهید كه با واقعیاتِ عموما مقبول، ناسازگارند») مغایر با رویدادهایى است كه واقعا در علم رخ مى‏دهند. با توجه به پیچیدگى‏هاى تاریخ علم، انتظار این‏كه علم براساس چند قاعده‏ى ساده‏ى روش‏شناختى تبیین‏پذیر باشد، بسیار خام و غیرواقع‏بینانه به نظر مى‏آید، زیرا از استعدادهاى انسان و عوامل و اوضاعى كه مشوّق، مسبّب و مقوّم تصمیم‏هاى اوست، تلقى بسیار ساده‏اى دارد. بنابراین، باید این فرض ِ خلاف‏واقع را كه یك روش جهان‏شمول علمى وجود دارد كه تمام اصناف معرفت باید از آن تبعیت كنند، قویا وانهاد. چنین فرضى در جامعه‏ى دانشگاهى و حوزوى ما نقش مهلكى دارد، به‏ویژه در پرتو این واقعیت كه نوع روشى كه معمولاً تبلیغ و در اكثر قریب به اتفاق كتب روش تحقیق و روش‏شناسى تعلیم داده مى‏شود، نوع بسیار عامیانه و خامى از روش‏شناسى اثبات‏گرایانه یا ابطال‏گرایانه است.

پروفسور هرى كالینز و پروفسور ترورپینچ «تغییر فهم عامه‏ى مردم از نقش سیاسى علوم و فناورى» را «مهم‏ترین» هدف كتاب خود اعلام مى‏كنند . كالینز و پینچ عامه‏ى مردم غرب‏نشین و به خصوص، ملل انگلیسى‏زبان را مخاطب ساخته‏اند تا در برابر نقش سیاسى علوم و فناورى‏اى كه در همان غرب تولید مى‏شود، حساس و هوشیار باشند. اینك، آیا وقت آن نرسیده است كه عامه‏ى مردم تحصیل‏كرده‏ى شرق اسلامى و خصوصا عالمان حوزوى و دانشگاهى ایران زمین نسبت به نقش سیاسى علوم و فناورى‏اى كه در غرب، براى غربیان، و با توجه به تعلقات، حاجات و هوسات آنان تولید مى‏شود، حساس و هوشیار شوند؟ چقدر این امید، دور از انتظار است؟ ربع قرن، نیم‏قرن، یك‏قرن؟ وچرا؟

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 12:40 ق.ظ
Hmm is anyone else encountering problems with the pictures
on this blog loading? I'm trying to find out if its a problem
on my end or if it's the blog. Any suggestions would be greatly appreciated.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 04:55 ق.ظ
Quality content is the secret to invite the people to pay a quick visit
the web site, that's what this site is providing.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 11:18 ق.ظ
Hello my loved one! I want to say that this article is awesome, great written and come with almost all
important infos. I'd like to peer more posts like this .
manicure
پنجشنبه 17 فروردین 1396 02:59 ب.ظ
Hmm it seems like your blog ate my first comment (it was extremely long)
so I guess I'll just sum it up what I wrote and say, I'm thoroughly enjoying your blog.
I too am an aspiring blog blogger but I'm still new to
everything. Do you have any tips and hints for novice blog
writers? I'd certainly appreciate it.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo