تبلیغات
انجمن علمی دانشجویی الهیات دانشگاه امام صادق علیه السلام - از چیستی علم به سوی چگونگی علم1

از چیستی علم به سوی چگونگی علم1

تاریخ:شنبه 28 اردیبهشت 1392-03:00 ب.ظ

مطلب زیر از مجموعه سخنرانی های استاد سعید زیبا کلام در باب علم می باشد که توسط استاد عزیزمان«مهدی سپهری» ارائه گردیده است:0000

مطلب زیر از مجموعه سخنرانی های استاد سعید زیبا کلام در باب علم می باشد که توسط استاد عزیزمان«مهدی سپهری» ارائه گردیده است:

                                        از چیستى علم به سوى چگونگى علم1

مقدمه

تا حدود نیمه‏ى دوم قرن بیستم، قاطبه عالمان و فیلسوفان به علم ارج بسیار مى‏نهادند. علمى` بودن استدلال‏ها، ادعاها و آثار تحقیقى، حاكى از نوعى امتیاز یا نوع خاصى اعتماد به آن‏ها تلقى مى‏شد. به نظر مى‏رسید كه علم داراى شیوه‏اى خاص به نام روش علمى` است. در ابتداى قرن بیستم، پوزیتیویست‏ها نظریه‏اى درباره‏ى روش علمى ارائه كردند كه شامل جمع‏آورى «واقعیات» به وسیله مشاهده و آزمایش دقیق و سپس استنتاج نظریه‏ها و قوانین از آن واقعیات به مدد نوعى شیوه‏ى تعمیم بود. عده كثیرى از فلاسفه مشكلات اساسى این دیدگاه را آشكار كردند و نگتیویست‏ها ـــ همان ابطالگرایان ـــ روش دیگرى براى علم بیان كردند كه عبارت بود از ارائه‏ى نظریه و سپس آزمودن آن با شواهد تجربى و سعى در ابطال آن. این نظریه‏هاى روش ـ معرفت‏شناختى جملگى خصلتى فلسفى ـــ یعنى، هنجارى ـ قراردادى ـــ دارند.

در نیمه‏ى دوم قرن بیستم، تحولى جدید در علم‏شناسى فلسفى رخ داد كه به طور روزافزونى نظریه‏پردازى‏هاى روش‏شناسانه‏ى هنجارى ـ اعتبارى و توصیه و تجویزهاى منطقى ـ فلسفى درباره‏ى چگونگى كاوش‏هاى علمى را ناصواب و نابجا مى‏یافت و از آن‏ها اجتناب مى‏كرد؛ و در عوض مى‏كوشید تا هرگونه نظریه‏پردازى روش‏شناختى را با واقعیت بسیار پیچیده و متنوع شیوه‏هاى كاوش علمى در فرآیند تكوین علم ـــ بدان‏گونه كه در تاریخ علم تحقق‏یافته است ـــ سازگار و همخوان كند. لازمه‏ى این رویكرد جدید، توجه بسیار جدى به تاریخ علم، و ضرورت پژوهش‏هاى موردى و موضوعى بود. این‏گونه پژوهش‏ها در تاریخ علم نشان داد كه نظریه‏هاى علمى را نمى‏توان به‏طور قطعى اثبات یا ابطال‏كرد و بسیارى از رویدادهاى علمى، با روش‏هایى كه فلاسفه‏ى تجربه‏گراىِ منطقى تجویز و توصیه مى‏كنند، رخ ننموده‏اند.

كتاب چگونگى علم (آنچه هركس باید راجع به علم بداند) یكى از آخرین پژوهش‏ها در تاریخ و جامعه‏شناسى علم است. این كتاب شامل هفت مطالعه‏ى موردى درباره‏ى برخى از رویدادهاى مهم علمى است و مشكلات اساسى این دیدگاه را كه علم بر بنیان مطمئنى از مشاهده و آزمایش استوار است و نیز این كه نوعى شیوه‏ى استنتاج وجود دارد كه به مدد آن مى‏توان به نحو مقتضى نظریه‏هاى علمى را از آن بنیان اخذ كرد، مشخص و آشكار مى‏كند. این مطالعات نشان مى‏دهد كه هیچ معیار و میزانى كه بتواند صدق، یا حتى صدق احتمالى نظریه‏هاى علمى را اثبات، یا به‏طور قطعى ابطال كند، وجود ندارد.

نویسندگان كتاب، پروفسور هرى كالینز و پروفسور تِروِر پینچ هستند. هرى كالینز، استاد جامعه‏شناسى و رئیس مركز علم‏شناسى در دانشگاه بَث (انگلستان) و ترور پینچ، استاد گروه علم‏شناسى و فنّاورى‏شناسى دانشگاه كُرنل امریكا این كتاب را اولین‏بار در سال 1993 و بار دوم در سال 1994 م منتشر كرده‏اند. در این مقاله تلاش شده است گزارش وافى مختصرى از هر فصل این كتاب ارائه كنیم.

1. معرفت خوردنى: انتقال شیمیایى حافظه

در سال 1950 میلادى، جیمز مك‏كانل آزمایشى را با كرم‏هاى «پلانارین» انجام داد. او تعدادى از این كرم‏ها را در ظرفى قرار داد و هم‏زمان با تاباندن نور، به آنها شوك الكتریكى داد. این عمل سبب تحریك كرم‏ها مى‏شد، به طورى‏كه با پیچ‏وتاب دادن شدید بدنشان صداهایى تولید مى‏كردند. مك‏كانل این كار را در فواصل زمانى منظم تكرار كرد. پس از مدتى مشاهده كرد كه كرم‏ها با تابیدن نور به بدنشان، بدون وارد كردن شوك الكتریكى به پیچ‏وتاب دادن بدن و تولید صدا مى‏پردازند. او نتیجه گرفت كه هم‏زمانى میان تاباندن نور و دادن شوك الكتریكى، این مطلب را به كرم‏ها آموزش داده است كه با احساس نور، بى‏درنگ واكنش شوك الكتریكى از خود نشان بدهند. مك‏كانل این كرم‏ها را «كرم‏هاى آموزش‏دیده»نامید.

این كرم‏ها قابلیت بازسازى اعضاى جدا شده‏ى بدنشان را داشتند. مك‏كانل با قطع نیمه جلویى بدن كرم‏هاى آموزش‏دیده ـــ كه مغز كرم در آن قرار داشت ـــ مشاهده كرد كه نیمه‏ى باقى‏مانده، پس از بازسازى كل بدن كرم، همان رفتار كرم‏هاى آموزش‏دیده را از خود نشان مى‏دهد. او نتیجه گرفت كه آموزش فقط با مغز كرم در ارتباط نیست، بلكه در سراسر بدن به صورت شیمیایى توزیع شده است. مك‏كانل كوشید با پیونددادن بخشى از بدن كرم‏هاى آموزش‏دیده به كرم‏هاى آموزش‏نیافته، آموزش را انتقال دهد، اما این كار با توفیق چندانى همراه نبود. بنابراین او آزمایش دیگرى را ترتیب داد. بعضى از این كرم‏ها بدن همدیگر را مى‏خوردند. مك‏كانل بخش‏هایى از بدن كرم‏هاى آموزش‏دیده را تكه‏تكه كرد و به كرم‏هاى دیگر خورانید و متوجه شد كه كرم‏هایى كه آن را خورده‏اند، بیش از كرم‏هاى دیگر در برابر نور واكنش نشان مى‏دهند.

مك‏كانل نتایج آزمایش‏هاى خود را در سال 1962 منتشرساخت. تصور این كه حافظه آموزش‏دیده مى‏تواند با مواد شیمیایى انتقال یابد، سبب مناقشات شدیدى در علم شد. منتقدان مك‏كانل بر این باور بودند كه كرم‏ها براى آموزش دیدن بسیار ابتدایى هستند و وى با این گمان كه كرم‏ها در برابر واكنش به نور آموزش دیده‏اند، تنها خود را فریب‏داده و در واقع فقط سطح عمومى حساسیت به هر محركى را در كرم‏ها افزایش‏داده است. تنها چیزى كه از یك كرم به كرم دیگر منتقل‏شده، یك مادّه حساسیت‏زا بوده است نه حافظه‏اى خاص. دفاع در برابر این انتقاد، كارى مشكل بود. زیرا «آموزش‏دادن» بسیار مشابه «افزایش حساسیت» است. اما اگر كرم‏ها را به‏طور تصادفى در معرض محرك‏هاى نور و شوك الكتریكى قراردهیم و باز همان واكنش‏هایى را ببینیم كه در كرم‏هاى منظما تحریك‏شده مى‏دیدیم، مى‏توانیم بگوییم كه تنها افزایش حساسیت رخ‏داده است. على‏رغم این‏كه چنین آزمایشى ساده به نظر مى‏رسد، انجام دادن آن و تكرارش براى كسانى كه به موضوع علاقه‏مند بودند، با مشكلات فراوانى همراه بود. زیرا «آموزش‏دادن»، عملى ماهرانه است و آموزش‏دهندگان مختلف ممكن است از روش‏هاى آموزش مختلف، نتایج متفاوتى بگیرند. به همین سبب، بحث میان مك‏كانل و نقّادانش در سال 1964 با انتشار گزارشى در مجله‏ى تخصصى ـ تحقیقى رفتار حیوانى به اوج خود رسید. در آن زمان تعیین برنده در این مناقشه‏ى علمى كار سختى بود. اما پیدا بود كه ادعاى مك‏كانل از پذیرش كم‏ترى برخوردار است.

مك‏كانل دانشمندى غیرعادى بود. او هنجارها و قراردادهاى علمى دانشمندان را رعایت نمى‏كرد. وى در سال 1956، مجله‏اى تخصصى به نام ورم رانرز دایجست منتشركرد و ادعا مى‏كرد كه نامه‏هاى بسیارى در مورد تحقیقات بر روى كرم‏ها دریافت مى‏كند كه در مجله به انتشار آن‏ها مى‏پردازد. یكى از آفت‏هاى آزمایش درباره‏ى كرم‏ها این بود كه آزمایش‏ها به نظر ساده مى‏رسیدند. به همین سبب، از دانش‏آموزان دبیرستانى گرفته، تا دانشمندان متخصص، به انجام دادن آن مى‏پرداختند و مك‏كانل نتایج تمامى این افراد، از جمله دانش‏آموزان دبیرستانى را نیز در مجله‏اش منتشر مى‏كرد كه این امر موجب تردید در اعتبار كارهاى علمى مك‏كانل و مجله‏اش مى‏شد.

در سال 1967، مك‏كانل مجله‏ى دیگرى به نام مجله‏ى تخصصى روان‏شناسى زیستى منتشر ساخت. این مجله بیش‏تر از مجله قبلى‏اش از موازین مقبول جامعه‏ى علمى پیروى مى‏كرد. با این همه، این مجله نیز هیچ‏گاه به عنوان یك مجله‏ى تخصصى علمى پذیرفته نشد. از آن‏جا كه اكثر مقالات مك‏كانل در مجله‏هاى خودش منتشر مى‏شد، دانشمندان آن‏ها را زیاد جدّى نمى‏گرفتند.

باید توجه كرد كه در تمام جوامع علمى، مجموعه‏ى ویژه‏اى از باورها و پیش‏پندارها، شامل تعهدات مابعدالطبیعى، نظرى، ابزارى و روش‏شناختى، سنت علمى آن جامعه را تشكیل مى‏دهند. پژوهش محققانى كه در جامعه‏ى علمى مشغول‏اند، مبتنى بر سنت علمى حاكم بر آن جامعه است. این سنت علمى است كه به دانشمند مى‏گوید مسئله‏اى كه باید به جست‏وجوى پاسخ آن بپردازد چیست و پاسخ‏ها باید در قالب كدام مفاهیم و اصطلاحات صورت‏بندى شوند و با كدام اصول و نظریه‏ها سازگارى داشته باشند و به چه شیوه‏اى ارائه و بیان گردند و در كدام مجله‏ى تخصصى منتشر شوند، تا مقبولیت اولیه را بیابند و موردتوجه واقع شوند. در واقع، «جامعه علمى، سنت‏هاى اعلام شده‏ى ویژه‏ى خودش را دارد. پژوهشگر یك جامعه علمى این سنت‏ها را نه به صورت مجرد در قالب قوانین و اصول، بلكه در حین آموزش آن علم، هنگامى كه به عنوان دانشجو یا دستیار محقق ارشدى مشغول به كار بوده، فرا مى‏گیرد. به همین سبب دانشمندانى كه در جامعه‏ى علمى خاصى به كار مشغول‏اند، از قوانین و موازین یكسانى براى كاوش علمى و چگونگى بیان و انتشار آن تبعیت مى‏كنند كه همین امر موجب توسعه علم در آن جامعه مى‏شود. به عبارت دیگر، این سنت‏ها در واقع تعهدات و اجماع‏هاى آشكار در یك جامعه‏ى علمى هستند كه لازمه‏ى پیشرفت پژوهش‏هاى علمى‏اند. از این رو دانشمندان، آگاهانه یا ناآگاهانه، رعایت آن‏ها را بر خود واجب مى‏دانند.

اعتبار فعالیت پژوهشى هر دانشمند به رعایت این سنت‏ها وابسته است. و هركسى كه این سنت‏ها را رعایت نكند، كارش نه‏تنها بى‏اعتبار مى‏شود، بلكه مطرود جامعه‏ى علمى نیز واقع مى‏شود. و این دقیقا همان چیزى است كه براى مك‏كانل رخ داد. گرچه محتواى تحقیقات مك‏كانل بسیار جالب بود، امّا وى در ارائه و بیان آن‏ها از آداب جامعه علمى پیروى نكرد. از این رو، دانشمندان آن را جدى نگرفتند. او از این نكته غافل بود كه: «در رقابت بین ادعاهاى علمى، روش بیان و ارائه، به اندازه محتوا [ادعاى علمى] مهم است»

2. دو آزمایشى كه نظریه‏ى نسبیت را ثابت` كردند

بخش اول: آیا زمین در دریاىِ اِترى شناور است؟

در اواخر قرن نوزدهم این اعتقاد رواج داشت كه امواج نورانى در فضا از میان یك ملأ غیرمادى به نام «اتر» عبور مى‏كنند. طبق این اعتقاد، اتر همچون دریایى بود كه زمین و اجرام سماوى دیگر در آن شناور بودند. بنابراین، وقتى زمین حول مدارش به دور خورشید یا حول محور خود مى‏چرخید، باد اترى به وجود مى‏آمد. حال اگر پرتو نورى بر روى زمین گسیل مى‏شد، برحسب آن‏كه این پرتو، موافق جهت باد اترى یا مخالف آن بود، در جهت‏هاى مختلف، سرعت‏هاى مختلف مى‏یافت. بر این اساس، آلبرت مایكلسن و آرثار مورلى در سال 1887 میلادى آزمایشى را طراحى كردند، تا با تعیین سرعت‏هاى نور در جهات مختلف، سرعت باد اترى را به دست آورند.

آن‏ها دستگاهى با دومحور عمود بر هم طراحى كردند كه مى‏توانست بر روى صفحه‏اى كه قرار داشت دَوران نماید. پرتو فرستاده شده از منبع نور، با آینه‏اى نیمه‏مات، به دو پرتو تقسیم مى‏شد كه در طول محورهاى عمود بر هم حركت مى‏كردند. برحسب آن‏كه یكى از محورها در جهت حركت باد اتر است، طبق قانون سرعت‏هاى نسبى فیزیك نیوتنى، سرعت نور در طول یكى از محورها بیش از دیگرى مى‏شد و درنتیجه، پرتوهاى نور پس از بازتاب از آینه‏هایى كه در انتهاى محورها قرار داشتند، دوباره با هم تركیب مى‏شدند و باریكه‏هایى از نورهاى شدید و ضعیف را بر روى پرده تشكیل مى‏دادند. مشاهدات باید در فصل‏هاى مختلف ـــ به سبب چرخش زمین حول خورشید ـــ و در زمان‏هاى مختلف یك روز ـــ به سبب چرخش زمین حول محورش ـــ تكرار مى‏شد. از این رو، باید دستگاه بر روى صفحه‏اى كه قرار داشت، مى‏چرخید و این امر موجب ارتعاشاتى مى‏شد كه ممكن بود تأثیر بسیار مهمى در نتایج آزمایش داشته باشد. پس از آزمایش، مایكلسن و مورلى با كمال تعجب دریافتند كه نتیجه آزمایش منفى است. به عبارت دیگر، هیچ مشاهده‏اى انجام نشد كه نمایانگر حركت زمین در باد اترى باشد.

آزمایش بار دیگر در سال 1887 انجام شد و همان نتایج منفى به دست آمد. فیزیك‏دانان براى تبیین نتایج منفى آزمایش، نظریه‏هاى مختلفى ارائه كردند. مثلاً لورنتس فرض كرد كه طول محورهاى دستگاه در حركت، در داخل اتر كوتاه‏تر مى‏شود. نتایج منفى آزمایش همچون اعوجاجى در فیزیك نیوتنى بود كه كسى نمى‏توانست تبیین مناسبى براى آن بیابد. تا آن‏كه در سال 1900 اینشتاین مقاله مشهور خود درباره نسبیت خاص را منتشر كرد. طبق نظریه‏ى نسبیت خاص، سرعت نور در همه جهات در فضا ثابت فرض مى‏شد. بنابراین، سرعت نور در طول محورهاى دستگاه مایكلسن و مورلى، چه در جهت باد اترى باشد و چه نباشد، تغییرى نمى‏كرد. به همین سبب نتیجه آزمایش همواره منفى بود. بدین‏گونه مایكلسن و مورلى توانستند در پرتو نظریه‏ى نسبیت خاص توجیهى براى نتایج منفى آزمایش خود بیابند.

جالب توجه این است كه در متون درسى فیزیك، آزمایش مایكلسن و مورلى به گونه‏اى بیان مى‏شود كه براساس نتایج منفى آن، اینشتاین نظریه نسبیت خاص را بیان مى‏كند. حال آن‏كه، این مایكلسن و مورلى بودند كه براساس نظریه‏ى نسبیت خاص، تفسیر مجددى از آزمایش خود ارائه دادند. در واقع اینشتاین، براساس تحلیل‏هاى كاملاً نظرى، سرعت نور را در تمامى جهات ثابت فرض كرده بود.

نظریه‏ى نسبیت خاص هیچ دلیلى براى وجود اتر نمى‏دید. اما اتر موضوعى نبود كه به این راحتى كنار گذاشته شود. در این میان، آزمایش مایكلسن و مورلى، آزمایش تأیید كننده‏ى نسبیت خاص به حساب مى‏آمد. از این رو، این آزمایش تا پایان جنگ جهانى دوم بارها تكرار شد.

در سال 1920 میلادى، دیتون میلر به تشویق اینشتاین و لورنتس، آزمایش مایكلسن و مورلى را در ارتقاع 6000 فوتى در قله ماوْنت ویلسن تكرار كرد. آزمایش‏هاى وى بسیار دقیق‏تر از آزمایش‏هاى مایكلسن و مورلى بود. در كمال تعجب نتایج آزمایش وى مثبت و حاكى از وجود باد اترى بود. در واكنش به این آزمایش، مایكلسن در سال 1930، آزمایش دیگرى را در رصدخانه ماوْنت ویلسن، در قله كوهى به همین نام انجام داد و نتایج منفى به دست آورد. سپس میلر در مقاله‏اى نشان داد كه مایكلسن در آزمایشش كلیه‏ى شرایط آزمایش او را رعایت نكرده و به همین سبب به نتایج منفى دست یافته است. سرانجام، ارائه نظریه نسبیت عام و آزمایش‏هاى ادینگتون تأیید دیگرى براى نظریه نسبیت اینشتاین بود. بنابراین، جامعه فیزیك‏دان‏ها به درست بودن نظریه نسبیت اطمینان یافتند و نتایج آزمایش‏هاى میلر را به كلى نادیده گرفتند.

از نظر كالینز و پینچ، اعوجاج‏ها در علم به دو گونه‏اند. بعضى اوقات اعوجاج‏ها به صورت دردسرهاى جدى` هستند كه بنیان‏هاى نظریه حاكم بر جامعه علمى را هدف قرار مى‏دهند و با وجود این، در برابر تمام تلاش‏هاى اعضاى جامعه‏ى علمى براى رفع آن، سرسختانه مقاومت مى‏ورزند، تا این‏كه نظریه‏اى تازه جایگزین آن شود. گاهى هم اعوجاج‏ها به شكل مزاحم`هایى براى نظریه ظاهر مى‏شوند كه دانشمندان مى‏كوشند با تأویل و تفسیر، آن‏ها را كنار گذارند و نادیده بگیرند. این‏كه اعوجاج‏ها چگونه ظاهر مى‏شوند، به میزان اعتقاد دانشمندان به نظریه‏اى كه اعوجاج در آن رخ داده بستگى دارد. اگر نظریه‏اى جدید مقبول دانشمندان واقع شود، اعوجاج‏ها به عنوان دردسرهاى جدى براى نظریه‏ى پیشین درنظر گرفته مى‏شوند و سرانجام موجب طرد آن مى‏گردند. امّا اگر هیچ جانشینى براى نظریه‏ى حاكم پیدا نشود كه بتواند حمایت دانشمندان را به خود جلب كند، اعوجاج به عنوان مزاحمى` براى نظریه در نظر گرفته مى‏شود و با تأویل و تفسیرهاى انجام شده، نادیده انگاشته مى‏شود.

نتایج آزمایش مایكلسن و مورلى در ابتدا به عنوان اعوجاجى براى نظریه‏ى اترى مطرح شد. پس از ارائه‏ى نظریه‏ى نسبیت و جلب حمایت دانشمندان از آن، این نتایج به عنوان دردسرهاى جدى` براى نظریه‏ى اترى مطرح شد كه سرانجام به طرد آن نظریه انجامید. پس از این‏كه جامعه علمى نسبیت را پذیرفت این نتایج، از اعوجاج به شواهد` تأییدكننده‏ى نظریه‏ى نسبیت تبدیل شد و بعد از آن‏كه میلر نتایج آزمایش‏هاى خود را انتشار داد، نتایج وى بار دیگر به عنوان اعوجاج مطرح شد، امّا این بار براى نظریه‏ى نسبیت. با وجود آن كه آزمایش میلر با دقت بیشترى نسبت به آزمایش مایكلس ـ مورلى انجام شده بود، این نتایج به عنوان مزاحم‏هایى براى نظریه‏ى نسبیت نگریسته شدند زیرا جامعه‏ى علمى، نظریه‏ى نسبیت را پذیرفته بود و خواستار تغییر آن نبود. بنابراین، نتایج میلر به عنوان مزاحم`هایى براى نظریه‏ى نسبیت، نادیده انگاشته شد. با توجه به این تحولات، كالینز و پینچ به درستى قائل مى‏شوند كه «نتیجه یك آزمایش، تنها بر دقتى كه بر آن اساس آزمایش، طرح و انجام شده است، وابسته نیست بلكه به آنچه مردم حاضرند بدان معتقد شوند، بستگى دارد»

بخش دوم: آیا ستارگان در آسمان جابه‏جا مى‏شوند؟

در سال 1916 میلادى، اینشتاین نظریه نسبیت عام خود را منتشر كرد. برطبق این نظریه، آثار گرانشى با سرعت نور منتشر مى‏شوند. هم‏چنین، نور هنگام عبور از كنار اجسام سنگین منحرف مى‏شود. البته فیزیك نیوتنى نیز انحراف نور هنگام عبور از كنار اجسام سنگین را پیش‏بینى كرده بود اما مقدار انحرافى كه نظریه نسبیت پیش‏بینى مى‏كرد، تقریبا دوبرابر مقدار پیش‏بینى شده‏ى نظریه نیوتن بود. براى تأیید پیش‏بینى نظریه‏ى نسبیت عام، ادینگتون آزمایشى طراحى كرد تا میزان انحراف نور ستارگان هنگام گذر از نزدیكى خورشید را به دست آورَد. اندازه‏گیرى مقدار این انحراف بسیار مشكل بود زیرا میزان این انحراف طبق نظریه نسبیت و فیزیك نیوتنى بسیار ناچیز بود. این آزمایش باید هنگام كسوف انجام مى‏شد تا نور خورشید موجب اختلال اندازه‏گیرى نشود. روش آزمایش بدین‏گونه بود كه بخشى از آسمان كه ستاره موردنظر در آن‏جا بود، باید چندین روز قبل و بعد از آزمایش عكس‏بردارى مى‏شد و این عكس‏ها با عكس‏هاى برداشته شده از ستاره در هنگام كسوف مقایسه مى‏گردید. میزان جابه‏جایى در مكان ستاره، اندازه‏ى انحراف نور را نشان مى‏داد. ناچیز بودن میزان این انحراف احتمال خطا را افزایش مى‏داد و مقایسه‏ى عكس‏ها به دقت فراوانى احتیاج داشت. مناسب‏ترین مكان براى رؤیت كسوف سال 1918، برزیل و افریقاى جنوبى بود. ادینگتون گروهى از دانشمندان را به برزیل رهسپار كرد و خود به همراه همكارانش به افریقاى جنوبى رفت. یكى از مشكلات آنان چرخش مناسب تلسكوپ‏هایشان بود، تا با خنثى كردن گردش زمین بتوانند مكان واقعى ستاره را در آسمان تعیین نمایند. این كار در تلسكوپ‏هاى بزرگ، با امكاناتى كه در آن‏ها تعبیه شده بود، به دقت انجام مى‏شد اما با تلسكوپ‏هاى دستى كه آن‏ها با خود برده بودند، كار دشوارى بود و ممكن بود به راحتى موجب خطا در نتایج آزمایش شود. عامل مهم دیگرى كه احتمال داشت آزمایش را به كلى مختل سازد، تغییرات آب و هوایى بود. متأسفانه گروه ادینگتون هنگام آزمایش با ابرهایى در آسمان مواجه شدند، اما با وجود این به عكس‏بردارى پرداختند.

ادینگتون با این پیشفرض به آزمایش پرداخته بود كه درستىِ نظریه نسبیت عام را مسلّم مى‏پنداشت. از این‏رو، او هجده قطعه عكسى را كه ستاره‏شناسان در برزیل گرفته بودند كه پیش‏بینى فیزیك نیوتنى را تأیید مى‏كرد، به كلى نادیده انگاشت؛ در حالى‏كه دو قطعه عكسى را كه خود و گروهش در شرایط بَدِ جوّى در افریقاى جنوبى برداشته بودند، به عنوان شواهد تأییدكننده نظریه نسبیت عام ارائه كرد.

ادینگتون فیزیك‏دانى بود كه گفته مى‏شد پس از اینشتاین، یگانه كسى است كه نظریه‏ى نسبیت را مى‏فهمد. بنابراین، نتایجى كه وى از آزمایش‏هایش ارائه كرد، تأیید نهایى نظریه‏ى نسبیت را در پى داشت.

مطابق تصور متداول عامیانه، معرفت علمى، معرفت اثبات‏شده‏اى است. نظریه‏هاى علمى به شیوه‏اى دقیق از آن دسته از یافته‏هاى تجربى اخذ مى‏شوند كه با مشاهده و آزمایش به دست آمده‏اند. عقاید و سلیقه‏هاى شخصى و تخیلات نظرى جایگاهى در علم ندارند و سرانجام، معرفت علمى، معرفتى اطمینان‏بخش است زیرا به طور عینى اثبات شده است. امّا دیدیم كه مشاهدات ادینگتون از علایق و عقاید شخصى وى جدا نبود. او نظریه‏ى نسبیت را پذیرفته است و بدان ایمان دارد. بنابراین، هنگامى كه آزمایش‏ها را انجام داد، هر مشاهده‏اى را كه مطابق اعتقاد شخصى‏اش به نسبیت بود، مشاهده‏ى درست` و مؤید نظریه‏ى نسبیت، و شواهدى را كه مبطل و مخالف نظریه‏ى نسبیت مى‏یافت، غلط` مى‏دانست! بنابراین، آزمون‏هاى علمى مجموعه‏اى از آزمون‏هاى كور نیستند كه مانع از بازیگرى مشاهده‏گر در مشاهدات گردند. در واقع، این آزمون‏هاى علمى نبودند كه بر درستى نظریه‏ى نسبیت صحه گذاشتند بلكه پذیرش نسبیت توسط ادینگتون، به عنوان فیزیك‏دانى برجسته، سبب اجماع قاطع جامعه‏ى علمى در پذیرش نسبیت شد، عملى كه از نظر كالینز و پینچ بیش‏تر به یك عمل سیاسى شباهت دارد.                                  ادامه دارد.......




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How long will it take for my Achilles tendon to heal?
دوشنبه 16 مرداد 1396 08:59 ب.ظ
Appreciate the recommendation. Let me try it out.
How long does it take to recover from Achilles injury?
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:13 ق.ظ
Wow that was strange. I just wrote an incredibly long comment but after I clicked submit
my comment didn't show up. Grrrr... well I'm
not writing all that over again. Anyway, just wanted
to say excellent blog!
Monroe
دوشنبه 9 مرداد 1396 08:01 ب.ظ
I know this website gives quality dependent articles and extra stuff,
is there any other web site which offers these stuff in quality?
Layne
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:32 ب.ظ
First of all I want to say great blog! I had a
quick question which I'd like to ask if you
don't mind. I was interested to know how you center yourself and clear your thoughts before writing.
I've had a hard time clearing my thoughts in getting my ideas out there.
I truly do take pleasure in writing however it just seems like the first 10 to 15 minutes are usually wasted just trying to
figure out how to begin. Any ideas or tips?
Thanks!
Nicolas
جمعه 22 اردیبهشت 1396 08:16 ق.ظ
Excellent weblog right here! Additionally your website a lot up very fast!
What web host are you the usage of? Can I get your affiliate hyperlink
for your host? I want my website loaded up as fast as yours lol
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:00 ب.ظ
Simply desire to say your article is as astounding. The
clearness for your publish is simply great and
that i can suppose you are knowledgeable in this subject.
Fine along with your permission let me to snatch your feed to
stay up to date with impending post. Thanks 1,000,000 and please continue
the enjoyable work.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo