تبلیغات
انجمن علمی دانشجویی الهیات دانشگاه امام صادق علیه السلام - مروری بر دیدگاه های فرهنگستان علوم اسلامی قم2

مروری بر دیدگاه های فرهنگستان علوم اسلامی قم2

تاریخ:شنبه 24 فروردین 1392-04:01 ب.ظ

ما در ساحت معرفت با سه دسته از مفاهیم روبرو هستیم كه یك دسته ناظر به ارزشها هستند كه از آنها به نام «مفاهیم گرایشی» یاد می‌كنیم. دسته دوم «مفاهیم بینشی» می‌باشند كه تحلیلهای عام نظری و فلسفی را در بر می‌گیرند و اما دسته سوم «مفاهیم دانشی» را تشكیل می‌دهند كه كاركرد عینی دارند و از آنها تكنولوژی و فناوری اجتماعی زاده می‌شود....


VIـ طبقه‌بندی علوم
ما در ساحت معرفت با سه دسته از مفاهیم روبرو هستیم كه یك دسته ناظر به ارزشها هستند كه از آنها به نام «مفاهیم گرایشی» یاد می‌كنیم. دسته دوم «مفاهیم بینشی» می‌باشند كه تحلیلهای عام نظری و فلسفی را در بر می‌گیرند و اما دسته سوم «مفاهیم دانشی» را تشكیل می‌دهند كه كاركرد عینی دارند و از آنها تكنولوژی و فناوری اجتماعی زاده می‌شود.
طبقه‌بندی رایجی كه در تمدن جدید برای علوم و معارف مدرن صورت می‌پذیرد حالت «بینش»، «دانش»، «ارزش» است. یعنی بینشهای حسی بر دانشهای تجربی و دانشهای تجربی بر ارزشها حاكمیت و سیطره یافته‌اند و فلسفه فیزیك كه چگونگی رفتار را توضیح میدهد، فلسفه ریاضی كه به چگونگی كم‍ّی كردن تناسبات رفتاری داده‌ها می‌پردازد و فلسفه زیست كه رفتار حیاتی موجودات زنده را تبیین می‌كند به مثابه اصول اعتقادات منظومه فكری مادی تلقی شده‌اند كه علوم كاربردی تجربی و به تبع آنها، علوم انسانی، پدید می‌آیند، یعنی آنچه در فلسفه فیزیك یا در فلسفه ریاضی و فلسفه زیست گفته می‌شود در فیزیك كاربردی، شیمی كاربردی و علوم زیستی نیز حضور دارند و حتی انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی كه متكفل قاعده‌مند كردن رفتارهای بشر هستند بر همان علوم پایه، مبتنی می‌شوند. به بیان دیگر، علومی كه بینشها و نگرشهای نظری نسبت به جهان را سامان می‌بخشد مبدأ پیدایش دانشهای كاربردی تجربی گشته و به دنبال آن، علوم انسانی و ارزشها و مطلوبیتهای اجتماعی ظهور می‌كنند. از این منظر بنیادهایی كه در فلسفه فیزیك، فلسفه ریاضی و فلسفه زیست جاری می‌سازد به طوری كه در این طبقه‌بندی دین‌شناسی نیز در یكی از شاخه‌های علوم اجتماعی یا زیر بخش یكی از گرایشهای جامعه‌شناسی جای می‌گیرد.
در نقطه مقابل تمدن مادی اگر جهت «گسترش غرب» بر توسعه علوم و هماهنگ‌سازی اطلاعات اجتماعی جاری باشد در این صورت «نظام ارزشی، توصیفی و تكلیفی» كه از دین استنتاج می‌شود در صدر نظام فكری واقع می‌شود بر پایه آن بینشهای اجتماعی و نظام معقولیت شكل گرفته و پس دانشهای اجتماعی پدیدار می‌شود. از این نگاه ارزش بر بینش و بینش بر دانش تقدم می‌یابد بر خلاف طبقه‌بندی مادی، معرفتهای دینی كه شامل «عرفان حكومتی، اخلاق حكومتی و فقه حكومتی» می‌شود به منزله اصول اعتقادات و بنیان بینشها و معقولیتها محسوب می‌شوند و معقولیتها، بنیاد علوم و دانشها را پی می‌ریزد.
در واقع ما در ابتدا نظام ارزشی، دستوری و حقوقی جامعه را از دین برداشت می‌كنیم. لذا معرفتهای دینی كه در صدر می‌نشانیم و سپس «فلسفه چگونگی، فلسفه ریاضی و فلسفه‌های مضاف» و بالاخره علوم تجربی پدید می‌آید. پس در دست‌یابی به نظام فكری ناگزیر تحت تأثیر دو نوع جهت‌گیری؛ گرایش مادی یا الهی هستیم كه ملازم با دو گونه طبقه‌بندی و نظم‌بخش به علوم می‌باشد و این اولین و محورترین عاملی است كه طبقه‌بندی علوم را متأثر می‌سازد اگرچه در مراحل بعد نظام منطقی عام كه همه عرصه‌های علوم جامع دینی را پوشش دهد و «فرهنگ بنیادی» «فرهنگ تخصصی و فرهنگ عمومی» را كنترل كند و نیز به «مدیریت شبكه‌ای» جهت سامان‌دهی پژوهشهای اجتماعی، محتاج و نیازمند هستیم.21

VIIـ منطق تولید علم
ابزار فرهنگی جدید یا فلسفه چگونگی، باید هماهنگ‌سازی سه روش و علم را تحویل دهد، تا بتوان از فلسفه محض خارج شد و وارد حوزه فلسفه كاربردی شد.

الف ـ منطق استنباط دینی
اولین شهر علمی كه بر اساس فلسفه چگونگی اسلامی باید تأسیس كرد، روش علم اصول استنباط احكام حكومتی است. مسلماً این روش غیر از روش استنباط احكام فقهی فردی است. روش علم اصول فقه حكومتی باید توان تبیین «احكام الهی توزیع اطلاعات علمی» جامعه را داشته باشد. و بر نحوه «تولید و تكامل قدرت سیاسی انباشت ثروت و اطلاعات فرهنگی» مشرف باشد و همچنین همزمان بر نحوه «مصرف كردن قدرت سیاسی»، «ثروت اقتصادی و اطلاعات علمی» اجتماعی نظارت عینی داشته باشد و خلاصه نظام‌سازی واقعی را مد نظر داشته باشد.
تكامل علم اصول، امری ضروری است و منظور از تكامل و توسعه اصول، تكاملی است كه ما را به حجیت كامل برساند. یعنی از پیش‌داوریهای حسی یا عقلی به دور باشد و مطالب با چند استاد اصولی قوی تست شود. پذیرش مطلب و استدلالها تمام باشد و مبتنی بر یقینیات به خدا نسبت داده شود... به هر حال از استحسانات واقیه خفیه و انفعال دور باشد.22

ب ـ منطق علوم و معادلات كاربردی
باید دانست كه كل علوم حسی و تجربی كه موضوع آنها ملاحظه كل، و شیوه بررسی آن، گسل‌نگری و فرآیندنگری است، صرفاً عمری كوتاه و پیش از نیم قرن برخوردار است. یعنی طی دهه‌های اخیر بوده است كه بحث تئوری سیستمها و بهینه‌سازی و نیز تولید ریاضیات متناسب با آن مطرح شده است.23
البته این بدان معنی نیست كه علم غربی پشتوانه تاریخی ندارد. بلكه اگر روند رشد و تحول علمی غرب را به دقت مطالعه نماییم ملاحظه می‌گردد كه دستیابی آنها به «فلسفه شدن» در یك تاریخ نبوده است یعنی دستیابی آنها به «فلسفه شدن تحلیلی» در یك زمان و قدرت محاسبه كم‍ّی و ریاضی كاربردی آن در دهه‌های اخیر بوده است، یعنی آن‌چه را كه امثال همگان در «فلسفه شدن» انیشتین همراه با معادلات و محاسبات ریاضی دقیق می‌باشد و حتی بر پایه نظریات علمی وی امثال ماركس و لنین مدعی كشف قوانین تكامل اجتماعی و تاریخ جهان شده بودند.
لذا پیرامون روش و منطق علوم، فعالیتهای تحقیقاتی بنیانی و كاربردی صورت گرفته است و تأثیر فلسفه نسبت با فلسفه چگونگی تبدیل شدن حركتها، بر علوم پایه و به تبع آن بر سایر علوم، مورد دقت و بررسی قرار گرفته است. چرا كه منطق علوم بر كلیه علمها حاكم است و علوم پایه در علوم پایین‌تر حضور دارند.
بنابراین علوم دانشگاهی اعم از علوم ریاضی، تجربی، انسانی و روش مدل‌سازی مبتنی بر فلسفه چگونگی مادی است. این‌گونه نیست كه علم، آچار فرانسه باشد و هیچ جهتی نداشته باشد. خیلی ساده‌اندیشی است كه درباره علم این‌چنین نظر داشته باشیم. علم هماهنگ و متناسب با خواستگاه، جایگاه و پایگاه اجتماعی است. شاهد ادعا اینكه امروز ناسازگاری فرهنگ علوم سكولار در جامعه ما به خوبی آشكار گردیده است. در صورتی كه ؟؟؟ در سطوح مدیریتی، پژوهشی و آموزشی دانشگاه كم نیستند، هنوز دانشگاهها اسلامی نشده است.
قابل توجه است، زمانی استارت تولید علم اسلامی به این‌گونه زده شد كه تنها در رشته ریاضیات 500 مجله علمی در آن زمان چاپ می‌گردید كه هر ماه مطلبی نو عرضه می‌كردند و به همین نسبت یا بیشتر سایر رشته‌های علوم پایه با به‌كارگیری فناوری اطلاعات مدرن، هر ثانیه‌ای میلیونها اطلاعات علمی انتشار و توزیع می‌كردند.23
به‌طور كلی علوم سابق را می‌توان تجربی مفرده نامید و علم جدید را علوم كل‌نگر كه با متغیرهای «اصلی، فرعی، تبعی» و محاسبه ضرائب بین متغیرها، تولید می‌شود. لذا نوع علم تجربی تغییر كرده است و این علم، منطقاً و در میدان عملكرد، به‌عنوان یك «ارزش» قلمداد می‌گردد و اصولاً‌وجود نقطه بهینه هدایت و نتیجه، پیش‌بینی و كنترل، نقطه تمایز این علم با علوم سابق می‌باشد چرا كه این علوم برای جامعه، اهدافی را از قبل معین می‌نماید و متناسب با آن مؤلفه‌هایی را تعیین می‌كنند و بر اساس تغییرات آنها، معادله «اگر و آن‌گاه» را آزمایش می‌نماید. لذا معادله ـ اگر و آن‌گاه، در علوم جدید، هیچگاه به معنای پذیرش مطلق سفارشهای رسیده نیست. بلكه اهدافی كه موجب توسعه همه‌جانبه باشد گزینش می‌گردد.
به هرحال امروز با دانش تجربی جدیدی مواجه هستیم، كه با هدف‌برداری مشخص و جهت‌داری مشخص و جهت‌داری رضای خاصی كار می‌كند. بدیهی است باید در مقابل این علم جدید، علم و دانش كاربردی اسلامی تأسیس كرد كه بر مبنای انگیزش الهی كار كند. لذا علم الهی و اسلامی باید ابتدا كارآمدی انسان و سپس نیازها و تكامل اجتماعی آنها، كه امری فراتر از موضوع انسان است را به عهده بگیرد و برای هر سطحی، یك مدل خاص تجربی ارائه دهد و نیز آزمایش را مشروط به جهت پذیرفته شده، قرار داده شده و عمل «كنترل» را سامان دهد.
در این صورت رأس هرم علوم، علوم اجتماعی قرار می‌گیرد و در نهایت به فیزیك و شیمی ختم می‌گردد. كه این بینش اسلامی صد درصد ضد هرم علوم غربی است. كه از فلسفه فیزیك آغاز می‌نمایند و در نهایت به زیست‌شناسی و حیات اجتماعی خاتمه می‌دهند. بنابراین انسان از دیدگاه اسلامی تنها یك مولكول و سلول و اتم اجتماعی صرف نیست. بلكه موجودی ذی‌شعور با اراده و اختیار است كه قدرت تصرف فردی و اجتماعی موضوعات را دارد.
لذا قبل از تغییر متدولوژی علوم باید رابطه «انسان با دین» تعریف گردد و احكام توصیفی الهی متناسب ارائه گردد. واضح است این احكام صرفاً احكام توصیفی فردی نیست بلكه احكام سازمانی و اجتماعی را در بر می‌گیرد. فرضاً صفات حرص، حسد و رذائل دیگر، از دایره صفات انسانی صرف خارج شده و به صورت اوصاف ساختاری یك نظام و تنظیمات ارتباطی تعریف می‌شود. همچنین امكان دارد، صفتی حمیده همانند ایثار، عدالت و صیانت از احكام فردی به سوی احكام اجتماعی سازماندهی و تنظیم گردد.24
لذا چنانكه بیان گردید، تولید شهر اول مربوط به منطق استنباط بود كه پیش‌فرضهای شهر دوم را ارائه می‌دهد. شهر دوم همان منطق معادلات یا متدلوژی علوم است كه شامل تمامی علوم انسانی، اجتماعی و حسی می‌باشد.
دانشگاهیان با به‌كارگیری «روش علوم» كارآمد و متناسب با نظام آموزشی اسلام، در تحقیقات میدانی، معادله، اگر و آنگاه، اسلامی را ارائه می‌نمایند. در آخر چنانچه از روش نگارش فهمیده شود و هرگز نمی‌توان مرز و قلمرو مستقلی بین علوم تجربی، ریاضی، انسانی و اجتماعی در نظر گرفت، بلكه علوم دارای نظام واحدی می‌باشند.25

ج ـ منطق اداره جامعه
چنانچه بیان شد شهر اول مربوط به منطق استنباط و شهر دوم مربوط به منطق معادلات یا متدولوژی علم می‌بوده و بالاخره شهر سوم مربوط به اداره جامعه است كه محصول دو شهر اول و دوم است. به تعبیر رساتر شهر اول پیش‌فرضها و اصول موضوعه را تبیین می‌كنند و در شهر سوم كه دستگاه اجرایی است برنامه‌ها را در قالب مدل اجرایی ارائه می‌نماید. لذا به روش مدلسازی و گرایش عملیات سر و كار دارد.
بنابراین ابتدا، به تعریف مدل و سپس به كارآیی آن می‌پردازیم. مدل به معنای بسیار ساده یعنی «روش فهم فرآیند، هدایت و كنترل» است واضح است این تعریف، تعریف به آثار مدل می‌باشد. در معنای دقیق‌تر مدل عبارتست از ساده‌سازی شی «متغیر» است تا عواملی را كه «علت تغییر» هستند شناسایی و نسبت آنها را با یكدیگر بیان نماید و شاخصه‌هایی جهت كنترل نسبتها ارائه دهد.
به هر حال شهر سوم به مدل‌سازی در كلیه قسمتهایی كه مربوط به «سازمان، برنامه، گردش عملیات» است اختصاص می‌یابد و به بررسی چگونگی برنامه‌ریزی در بخشهای «سیاسی، فرهنگی، اقتصادی» جامعه می‌پردازد.
در شهر سوم باید قدرت ارائه یك مدل كارآمد و اسلامی را داشته باشیم كه توان مقابله با مدل سازمان برنامه و بودجه كشورها را داشته باشد.
چرا كه مدل موجود مبتنی بر سه شكافه‌ای كه محور آنها ربا می‌باشد، استوار می‌باشد كه نتیجه قهری آن تمركز بر روی سرمایه در درون كشور و در نهایت وابسته شدن درون به بیرون، جهت سرمایه‌گذاری خارجی می‌شود، پیدا است، بر اساس مدل حاكم، راهكارهای اجرایی به گونه‌ای تنظیم می‌گردد كه با شیبی تند تمامی جریانات اقتصادی و سیاسی كشور به سوی مقصد مورد نظر جاری و هدایت می‌گردد و فرض علم خلاف جریان برنامه قهراً ممكن نمی‌باشد.26
بنابراین حاكمیت مدل مدرن بر برنامه‌ریزی كلان كشور موجب می‌گردد كه ثروتها در یك نقطه جمع‌آوری شود. كه نتیجه قهری آن فقر عده‌ای كثیر و ثروتمند شدن تعداد اندكی می‌گردد و بدتر از آن زمینه جریان یك‌طرفه در حالی اتفاق می‌افتد كه همه مسئولین قصد و انگیزه خدمت به دین و مردم را دارند، در صورتی كه پیامد رایج ماهیت مدل تأثیرگذار می‌باشد.27
از مدیران اجرایی انتظاری جزء عمل به قوانین و برنامه‌های كشور نداریم. اصولاً از لوازم قهری سازمان، حاكمیت دادن، تصمیم‌سازی، برای افراد و رهبران است و پس از این مرحله است كه تصمیم‌گیری مدیران، رنگ تحقق به خود می‌گیرد.

VIIIـ جمع‌بندی

1. تولید علم یك ضرورت است و به معنای آماده شدن برای دریافت فیض الهی است، نه به معنای فقط فراهم‌آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل و نوآوری آن.
2. علم مبتنی بر مبانی تولید علم و نرم‌افزار تولید آن است.
3. نرم‌افزار تولید علم مبتنی بر نظام تولید علم است.
4. نظام تولید علم بر دو گونه نظام الحادی و نظام ربوبی است.
5. سیر تحول علم از گرایشات الهی در دوران انبیا و از نظام پوزیتیویستی و سپس پست‌مدرن آغاز شده است.
6. طراحی گرایش ربوبی در تولید علم در حوزه علوم اجتماعی و تكنیكی محتاج طراحی فلسفه كاربردی مبتنی بر وحی الهی است و با نظام الحادی نمی‌توان تولید علم اسلامی كرد.
7. منطق و روش تولید علم را باید بر اساس وحی در سه حوزه استنباط دین، علوم كاربردی و اداره جامعه ترسیم كرد.
8. نتیجه: روش تولید علم بر اساس ربوبیت خدا با تولید علم در جهت دنیا مداری تفاوت در هدف جهت، روش، مبنا، منطق، فایده، مراحل، فلسفه و مبانی و نظامات و قواعد دارد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Cialis canada
دوشنبه 28 اسفند 1396 07:24 ق.ظ

Nicely put, Regards!
price cialis best online prescriptions cialis cialis efficacit 40 mg cialis what if i take buy online cialis 5mg miglior cialis generico walgreens price for cialis brand cialis generic cialis italia gratis cialis super acti
Can stretching help you grow taller?
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:45 ق.ظ
You have made some decent points there. I looked on the net for more info about the issue and found most individuals will go along with
your views on this web site.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 11:00 ق.ظ
Appreciate the recommendation. Will try it out.
manicure
پنجشنبه 17 فروردین 1396 01:46 ق.ظ
After checking out a handful of the blog articles on your web site, I really
like your way of blogging. I saved it to my bookmark webpage list
and will be checking back soon. Please check out my website
too and let me know your opinion.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo