تبلیغات
انجمن علمی دانشجویی الهیات دانشگاه امام صادق علیه السلام - طریقت معنوی هنر

طریقت معنوی هنر

تاریخ:شنبه 24 فروردین 1392-03:25 ب.ظ

مطالبی که در ذیل می آید پیاده شده ی سخنانی  از استاد محمد علی رحبی دوانی می باشد که به همت بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع) تدوین گشته است.این مطلب به مناسبت سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی در سایت آورده شده است و به ارتباط میان هنر و معنویت می پردازد.برای مشاهده ی بحث به ادامه ی مطالب بروید

طریقت چیست؟

هر موجود و هرآنچه كه در عالم تجلیات الهی ظهور كرده، دو وجه از آن بر ما ظاهر شده كه در‌حقیقت یك ‌وجه بیشتر نیست و آن هم وجه‌ا... است. اما ما در دو ساحت آن را مشاهده كرده‌ایم و اصطلاحاً نامگذاری كرده‌ا‌‌یم: ساحت خلقی و ساحت حقی. ساحت خلقی رو به این عالم دارد، ‌چرا كه مخلوق است. ساحت حقی رو به حق دارد. تنها موجودی كه مشرف به این دو ساحت است و می‌‍‍‍‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌داند كه دارای این دو ساحت است انسان است. بقیه موجودات رو به ساحت حقی خود، فقط ذكر تسبیح می‌گویند. آنها چیز دیگری را نمی‌بینند. هرگز خودشان را نمی‌توانند مشاهده كنند. انسان از این رو مقام پیدا كرد كه می‌تواند از ساحت خلقی خود به ساحت حقی خود سیر بكند. سیر فقط برای انسان است. از این رو تنها موجودی كه اهل طریقت است، انسان است. طریقت مخصوص انسان است و بالتبع شریعت هم مخصوص انسان است. اما همه موجودات نسبت به حقیقت خود آنچنان آگاهند كه محوند و نمی‌بینند و فقط ذكر تسبیح می‌گویند. با این مقدمه در حكمت اسلامی سه وجه را برای تفكر بشر و آغاز تفكر بشر مطرح كرده‌اند و گفته‌اند ما در مباحث خود باید به این سه وجه توجه كنیم؛ حقیقت، طریقت، شریعت.

هرچه كه این عالم است یك شریعتی دارد و یك ظاهری. لكن این ظاهر چیزی جدا از باطن نیست. ظهور در واقع آخرین جلوه بطون است. اما برای رسیدن از ظاهر به باطن راهی است و به همین سادگی نمی‌توان ناگهان به باطن رفت و اهل باطن شد. " میان مسجد و میخانه راهی است. "

شما مسلماً از حقیقت هنر سخن شنیده‌اید.حكمت هنر یعنی پرسش از حقیقت هنر. هنر چیست؟ علم چیست؟ اگر در حكمت علم پرسش از چیستی یا كیستی انسان می‌كنند، در شریعت هنر یا شریعت علم یا شریعت هرنوع معرفت دیگر بشری، یا هر چیزی در این عالم، به ظاهر آن می‌پردازند. همین "دانشكده هنرهای زیبا" اگر درست عمل كند تازه به شریعت هنر می‌پردازد. تمام درسهایی كه ما در دانشگاهها خوانده‌ایم، اگر خوب به ما آموزش داده باشند شریعت هنری است. زیبایی‌شناسی عملی، فرم‌شناسی، رنگ‌شناسی، ابزار‌شناسی و... تمام اینها ظاهر اثر هنری است، ولی اینها از كجا آمده است؟ من كتابی در دست چا‌پ، دارم (اگر از زیر تیغ ارشاد در‌بیاید) كه در آن درباره صفات ابزار و مواد در نگارگری اسلامی ایران صحبت كرده‌ام كه حتی ابزار و مواد هم تاریخ دارند، ‌نه فقط در هنر ما، بلكه در همه جای عالم. اصلاً «كاهپین»‌وقتی رنگ روغن، قلم مو و‌‌... را درست كرد، ‌صریحاً‌ می‌گوید:

«سالهاست ما داریم تلاش می‌كنیم از عالم مسیحیت بیرون بیاییم. می‌خواهیم اهواء نفسانی خود را بگوییم. بعد دیدیم كه رنگهای آبی پاسخگو نیست. باید چیزی باشد كه زمان در آن زیاد باشد تا بتوانیم انفعالات پی در پی خود را در آن نشان دهیم. چقدر كار كردیم و ساختیم تا بالاخره رنگ روغن را پیدا كردیم، حالا كه رنگ روغن را پیدا كرده‌ایم دیگر با قلم های مخصوص آبرنگ نمی‌توان كاركرد، قلم مویی متناسب با خود آن می‌خواهد، گشتیم تا به موی خوك رسیدیم، بعد دیدیم كه روی دیوار كلیسا یا هر جای دیگر نمی‌توانیم اهواء نفسانی خودمان را كار كنیم. تابلوها درست شد تا آیینه نفس ما باشد» به همین ترتیب در همه ادوار تمدن بشری حتی ابزارها نیز صاحب تاریخ بودند، چطور ممكن است خود هنرها صاحب تاریخ نباشند؟ به این دلیل استادان هنر و هنرشناسان[1] و نظریه‌پردازان هنر بیشتر  راجع به شریعت هنر بحث كرده‌اند. عده‌ای هم سوال كرده‌اند كه این اثر هنری چیست، از اینجا آغاز كرده‌اند و تا آنجا كه توانسته‌اند رفته‌اند، دوباره از آنجا به اثر هنری نگاه كرده‌اند و بعد تفسیر كرده‌اند.

در علوم جدید غربی این نوع نگاه را به نام روش تحقیق هرمونتیك نام‌گذاری كردند و از این طریق مهم‌ترین نظریه‌پردازی‌ها را راجع به اثر هنری می‌كنند كه در فرهنگ قدیم ما به نام علم تاویل بوده است. نه تنها در هنر، بلكه در تمام علوم چنین نگاهی داشتند. از ظاهر آغاز می‌كردند و به باطن می‌رفتند، ‌اما به وساطت آداب معنوی كه همان طریقت معنوی است، به حقیقت آن می‌رفتند و بعد دوباره به اثر نگاه می‌كردند و تفسیر می‌كردند، اما در اینجا همه حكما و بزرگان ما متوجه نكته‌ای شده بودند كه این هم درسی بود از انبیاء ‌و اولیاء كه «در این راه بی‌همراهی خضر نمی شود»، خضر راه، می‌خواهد و خضر راه، همان انبیاء‌‌ ‌و اولیاء ‌هستند. از این طریق در عالم اسلام متوجه شدند كه كسی كه "علم كتاب" و "باطن كتاب" را دارد كیست. در تمام تفاسیر شیعه و سنی می‌گویند «و من عنده علم الكتاب»، علی بن ابیطالب(ع) است. نه تنها علم كتاب را دارد بلكه خودش علم كتاب است و این نكته بسیار مهمی است كه باید به آن توجه كرد. علی (ع) علم كتاب است، نه اینكه علم كتاب نزد اوست، از این رو علی بن ابیطالب‌(ع) فرمود: «منم قرآن ناطق» آنجایی كه می‌گویم حقیقت قرآن من هستم، اگر وجود من را درك كنید خود قرآن را درك كرده‌اید. اگر می‌بینید عرفای بزرگ سنی‌مذهب آنچنان از حقیقت اسلام می‌گویند كه انسان تعجب می‌كند، همه آنها معتقد به ولایت‌‍‍‍‌‌ علی‌(ع) هستند. می‌دانند برای رسوخ به باطن قرآن، باید علی‌شناس باشند. یعنی طریقت بدون راهبری علی بن ابیطالب‌(ع) ممكن نیست یا بدون شناخت علی بن ابیطالب‌(ع) حقیقت قرآن شناخته نمی‌شود. از این رو شناخت طریقت هنری بسیار مهم و از مباحثی است كه در نظام آموزشی جدید اصلاً ‌مورد توجه قرار نگرفته است. عده‌ای بحث از حكمت هنری می‌كنند. بیشتر سوالات هم فلسفی است، عده‌ای هم از ظاهر هنر، فراوان بحث می‌كنند. اما راهی كه ما را از ظاهر به باطن ببرد و از باطن به ظاهر بیاورد را كجا آموزش می‌دهند؟ این آیا اساساً‌ آموزشی است؟ اگر آموزشی است كجا آموزش می دهند؟ در جمهوری اسلامی، دانشكده‌های هنر ما، جزء دانشكده های ناسالم در حوزه‌های دانشگاهی است، در صورتی كه اتفاقاً هنر، دانشكده هنر و مراكز هنری باید نمونه عالی طریقت معنوی باشد، چرا كه غیر از این راهی ندارند تا پلی به سوی حقیقت بزنند. در بقیه علوم هم به همین ترتیب.



1- استادان هنر اگر واقعا هنرمند باشند، از هنر حرف نمی‌‌زنند. حرف هنرمند اثر هنری اوست. آنهائی كه حرف می‌زنند هنرمند نیستند یا حداقل به میزان حرفی كه می‌زنند، هنرمند نیستند.



نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What is distraction osteogenesis?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:55 ق.ظ
It's a pity you don't have a donate button! I'd certainly donate to this fantastic blog!
I suppose for now i'll settle for book-marking and adding your RSS feed
to my Google account. I look forward to brand new updates and will talk about this website
with my Facebook group. Chat soon!
What do you do for a strained Achilles tendon?
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:41 ق.ظ
I really like looking through an article that can make
people think. Also, many thanks for permitting
me to comment!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 06:31 ب.ظ
I have to thank you for the efforts you have put in writing this
site. I really hope to check out the same high-grade content from you later on as
well. In truth, your creative writing abilities has motivated me to get my very own website now ;)
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:17 ق.ظ
Hi there it's me, I am also visiting this website on a regular basis, this site is in fact
fastidious and the viewers are in fact sharing nice thoughts.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 07:11 ب.ظ
When I originally commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox and now
each time a comment is added I get several e-mails with the same
comment. Is there any way you can remove people from that service?
Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo