تبلیغات
انجمن علمی دانشجویی الهیات دانشگاه امام صادق علیه السلام - رویکردهای نو در مطالعات قرآنی 2(تدبر در قرآن کریم)

رویکردهای نو در مطالعات قرآنی 2(تدبر در قرآن کریم)

تاریخ:دوشنبه 1 آبان 1391-11:48 ب.ظ

حال همان سخنرانی را که بالا آورده شد و مخاطبانش با او همراه بودند و مطالب او را کامل درک می‌کردند و اصلاً احساس گسیختگی و عدم انسجام نمی‌کردند را در نظر بگیرید، اگر سخنان این خطیب را روی کاغذی پیاده کنیم و به دست نفر دومی که در جلسه حضور نداشته است بدهیم در آن صورت آیا آن نفر دوم هم به سادگی نفر اول این سخنرانی را خواهد فهمید؟ خیر به سادگی شخصی که در جلسه حضور داشته با آن خطیب همراه نخواهد شد.
حال همان سخنرانی را که بالا آورده شد و مخاطبانش با او همراه بودند و مطالب او را
کامل درک می‌کردند و اصلاً احساس گسیختگی و عدم انسجام نمی‌کردند را در نظر
بگیرید،  اگر سخنان این خطیب را روی کاغذی پیاده کنیم و به دست نفر دومی که در جلسه
حضور  نداشته است بدهیم در آن صورت آیا آن نفر دوم هم به سادگی نفر اول این سخنرانی
را  خواهد فهمید؟ خیر به سادگی شخصی که در جلسه حضور داشته با آن خطیب همراه نخواهد
شد.

چون این خطیب در هنگام سخنرانی از قرائن حالیه و مقالیه استفاده
می‌کرد  و مکثهایی که می‌کرد و تأکیدهایی که به کار می‌برد همه به جا بود و بعضی
وقتها  مطالبی را با نگاهش انتقال می‌داد و نیز با بیان و لحنی که به کار می‌برد و
قراین  حالیه و مقالیه، منظور خود را به مخاطب القا می‌کرد و او را با خود همراه
می‌کرد  ولی نفر دوم که متن را می‌خواند، هیچکدام از اینها در متن پیاده شده نیست و
این شخص  باید متن را چند بار بخواند تا به وسیلۀ قراین مقالیه آن قراین حالیه را
جبران کند. بنابراین او با زحمت بیشتری از نفر اول این سخنرانی را خواهد فهمید.


 حالا اگر نفر سومی را در نظر بگیریم که زبانش هم با زبان سخنران یکی نیست و ترجمۀ همان سخنرانی پیاده شده را به او داده‌ا‌ند و از او می‌خواهند که این سخنرانی را بخواند آیا در این حال نفر سوم به راحتی نفر اول و دوم می‌تواند با این سخنران همراه شود و منظور او را به راحتی درک کند؟ خوب جواب روشن است، چون ترجمه در انتقال مقاصد صد در صد کار آمد نیست. چون شیوۀ انتقال مقصود در زبانهای مختلف متفاوت است و در ترجمۀ زبانی به زبان دیگر مقاصد گوینده به زبان مقصد منتقل نمی‌شود در ترجمه مفاهیم منتقل می‌شوند ولی مقاصد به طور کامل منتقل نمی‌شود.

در حالی که در متن هدایتی ما مقاصد تعیین کننده هستند تا مفاهیم و
وقتی  این مقاصد منتقل نشدند یا ناقص منتقل شدند شنونده نمی‌تواند به راحتی با این
متن  ارتباط برقرارکند و چارۀ او هم این است که او باید در زبان مبدأ روش انتقال
مقصود  را بشناسد. مثال واضح آن در سورۀ مبارۀ بلد هست که می‌فرماید:«یقول اهلکت
مالاً  لبدا» ترجمه می‌کنیم که: من مال فراوانی را هلاک کردم در اینجا ما می‌مانیم
که این  آیه را چه کارکنیم هم خودش را نمی‌فهمیم و هم ارتباطش را با قبل و بعدش، و
کلی  توجیه و شأن نزول برای آن پیدا می‌کنیم و آن را ترجمه می‌کنیم ولی وقتی به
زبان  مبدأ مراجعه می‌کنیم می‌بینیم که این در زبان مبدأ یک اصطلاح است و اصطلاح را
باید  به اصطلاح ترجمه کرد در این صورت سوره را منسجم می‌یابم.‌

باید توجه داشت که این اصطلاحات را هم باید درست ترجمه کرد مثلاً در
سورۀ مجادله بحث ظهار، نجوا، حزب الله و حزب شیطان داریم که در آخر بحث ظهار
می‌فرماید که تلک حدود الله: این مرزهای الهی است و بعد در آیۀ بعد می‌فرماید: إن
الذین یحادّون الله»: همانا کسانی که با خدا و رسولش می‌جنگند در اینجا مرزها را
در  نیاوردیم و معنا نکردیم خود قرآن می‌فرماید که حدود الله و یحادّو.ن الله که
حدود  الله به معنای مرزهای الهی است و یحادون الله در باب تفعیل است یعنی در برابر
مرزهای خدا برای خود مرزی قائل شدند که اگر این اصطلاح را ما درست معنا می‌کردیم
 دیگر گیر نمی‌کردیم.

در بحث حزب الله و حزب الشیطان: ‌«إن الذین یحادون الله و رسوله
اولئک  فی الاذلین» و لا تجد قوماً یومنون بالله و الیوم الآخر یوادون من حادّ
الله» که  این چهار فعل مثل نخ تسبیح در سوره هست ولی ما آن را پاره کرده‌ایم و
یحادون را یک  جور ترجمه کردیم و حدود را یک معنای دیگر در نظر گرفته‌ایم و یحادون
را هم طوری  دیگر و حادّ را هم طوردیگری ترجمه کرده‌ایم و این انسجام را از سوره
گرفته‌ایم. که  در زبان مبدأ اینها دارای انسجام بودند.

حالا فرد چهارمی را تصور کنید که زمان او هم با زمان ایراد این
سخنرانی  فرق کرده است و مخاطبان در زمان ایراد در جریان همۀ اتفاقات بودند و این
سخنران که  صحبت می‌کرد منظور او را کامل درک می‌کردند هرچند که او با کنایه حرف
بزند ولی این  شخص چهارم در آن زمان قرار ندارد و تنها توجیهی که می‌ماند در مواجهۀ
با این متن  بگوید این است که این سخنران شیوه‌اش این بوده که در کلام خود انسجام
نداشته است. غافل از اینکه او زمانش و زبانش فرق کرده است.

این امر در مورد قرآن هم صادق است قرآن یک سخنرانی منسجم و حکیمانه و
هدفمند است ولی این ما هستیم که فاصله داریم و برای پر کردن این فاصله‌ها باید کار
 انجام دهیم و زحمت بکشیم.

اما در مورد قرآن یک سؤال ممکن است به ذهن بیاید که خدا فقط برای عرب
آن زمان یا یک شخص خاصی که در زمان خاصی زندگی می‌کرده نیست بلکه یک کتاب جهانی
است  و همۀ دورانها را شامل می‌شود پس این موارد برای سخن بشر عادی است ؟! جواب این
سؤال  این است که تمام این فاصله‌ها را با خود قرآن می‌توان پر کرد. در یک سخنرانی
بشری  که از زمان مخاطب فاصله گرفته است و نیز زبانش هم فرق کرده، به هدایتگر بودن
آن بعد  از گذشت چند صد سال خیلی امید نمی‌رود، چون چنین تعهدی ندارد.

ولی چون قرآن یک کلام جهانی است و این تعهد را دارد که در تمام
دورانها  و عصرها هدایتگر باشد لازم نیست که ما چیزی از بیرون برای پر کردن این
فاصله‌ها به  آن اضافه کنیم و از خود قرآن می‌توانیم استفاده کنیم. و وقتی لازم است
بدانم که کجا  سؤالی است و کجا انذاری و کجا تبشیری و کجا اخباری و…. از خود قرآن
می‌گیریم. و  همچنین از خود قرآن می‌توان فهمید که کدام معنای کلمه از بین معانی
متعددی که دارد،  مقصود گوینده است و اگر لازم است بدانیم که فضا چه بوده است خود
سوره های قرآن این  فضا را به ما می دهند.

مثلاً در فضایی که مسلمانان زیر فشار مشرکان در شعب ابی‌طالب زندگی
می‌کردند و فشار به حدی بود که برای زنده ماندن یک دانه خرما در دهان چهل مرد
می‌چرخید و این محاصره هر روز تنگ‌تر می‌شد و مشکلات دیگر، در چنین فضایی سورۀ
شعراء نازل می‌شود که این مسلمانان در آن عصر واقع بودند، می‌دانستند که این سوره
آمده که این محاصرۀ اکثریت باطل را علیه این اقلیت حق بشکند و به آنها دلداری بدهد
و در دهان آن اکثریت باطل بزند و هم راهکار خروج بدهد در زمان ما هم ما هم اکثریت
داریم ولی نمی‌دانیم که سورۀ شعراء کدام مسألۀ ما را در این زمان حل می‌کند ولی با
تدبر در سوره این امر آشکار می‌شود و سوره این فضا را در اختیار ما قرار
 می‌دهد.

بنابراین جاودانی و جهانی بودن قرآن زیر سؤال نمی‌رود، چون فاصله‌ها
با  خودش پر می‌شود و این است تفسیر قرآن به قرآن و این است فهم قرآن به قرآن و اگر
قرار باشد که فاصلۀ بین ما و قرآن را چیزی غیر از قرآن پر کند اینجاست که تعهد
قرآن  به جهانی و جاودانی بودن زیر سؤال می‌رود. بنا نیست که ما برای فهم قرآن به
سراغ  تاریخ برویم و دقیقاً تاریخ را بخوانیم و بعد بفهیم که قرآن چه می‌گوید! قرآن
حجت  خداست و تحریف نشده و معیار خود این قرآن هست و اگر این را از دست ما بگیرند
دیگر  چیز دیگری نخواهد بود و تمام ابزارهای دیگر باید حقانیت خود را باید از قرآن
بگیرند. می‌گویند که تا روایات را نخوانیم قرآن را نمی‌فهیم! اول باید بدانیم که
این روایات حجیتشان از کجاست؟ از همین قرآن هست و اگر این طور نباشد دور معرفتی
 حاصل می‌شود.

باز ممکن است که سؤالی در ذهن بیاید که مردم عصر نزول این مطالب را
راحت می‌فهمیدند ما برای فهم آن باید زحمت زیادی بکشیم آیا این همگانی بودن قرآن
را  زیر سؤال می‌برد؟

جواب این است که خیر نمی‌برد، مثلاً می‌گوییم که آب مایۀ حیات است،
یکی  در کنار چشمۀ آب شیرین زندگی می‌کند و دیگری در کویر بی‌آب زندگی می‌کند و
برای  زنده ماندن باید آب را از ته چاه بیرون بکشد آیا دور بودن آب از همگانی بودن
آن  برای زنده ماندن( مایۀ حیات بودن آن) می‌کاهد؟ و همگانی بودن آب مساوی با سهولت
و  برای همه قابل دسترس بودن نیست. برای بعضیها زحمت کمتری دارد و برای بعضیها زحمت
کمتری دارد. و امروز هم برای تدبر در قرآن باید زحمت کشید و اگر بخواهیم قرآن را
با  همین مکانیزیم که الان داریم تدبر کنیم باید چند مقدمه به کار ببریم.

این مکانیزمی که در وجود ما هست به ما این امکان را می‌دهد که مطالب
را  راحت و بدون زحمت درک کنیم و در وجود همه هم هست انسان طوری ساخته شده که وقتی
سخنی  را که می‌شنود تدبر می‌کند و کسی که سخن می‌گوید همۀ حرفهای خود را تدبیر
می‌کند و  همه با سهولت و بدون زحمت انجام می‌گیرد و در همۀ انسانها مشترک هست.

ولی برای فهم قرآن با همین مکانیزم باید روش داشته باشیم و اگر ما
می‌گوییم که روش تدبر این یک تسامح در لفظ است و الا تدبر روش ندارد بلکه مکانیزم
دارد که در همۀ انسانها مشترک است و اگر روش مطرح هست، روش فعال سازی مکانیزم تدبر
هست نه روش خود تدبر که تخصصی است باید که او ادبیات قرآن را که ادبیات عرب است،
بداند و بشناسد تا بتواند بگوید که ترجمه باید چگونه انجام گیرد تا مقصود خدا به
ما  برسد و همچنین باید منطق و اصول را بداند که به آنها مبادی فهم قرآن هست.

گفتیم که مکانیزم تدبر عموی است و روش فعال سازی آن تخصصی است و
افراد  این تخصص را تفصیلی به دست می‌آورند یا اجمالی یعنی یا خود شخص می‌رود به
دنبال این  تخصص و آن را یاد می‌گیرد و یا به متخصص در این کار اعتماد می‌کند و از
او این علم  را یاد می‌گیرد و آن که قرآن فرموده که همه باید تدبر کنند این نیست و
این مثل  مقدمۀ واجب می‌ماند که مقدمۀ واجب، واجب است و حالا اگر واجب عینی بود آیا
مقدمۀ  این واجب هم لزوماً عینی است؟ خیر در بعضی از موارد واجب عینی است ولی
مقدمه‌اش  کفایی است مثل عمل به احکام که از روی علم واجب عینی است اما این علمی که
مقدمه است  برای عمل به احکام یک اجمالی دارد و یک تفصیلی که تفصیلی آن کفایی است و
لزومی  ندارد که همه بروند و علم احکام را مستقیم از ادله در بیاورند.

در مورد قرآن هم این طور نیست که کسی عربی بلد نباشد و بخواهد که
قرآن  را تدبر کند که این امر بالوجدان ممکن نیست که کسی عربی بلد نباشد و قرآن را
بفهمد  و وقتی قرآن می‌فرماید که در قرآن تدبر کنید یا این شخص باید عربی یاد
بگیرد. و  برای این که بفهمد که کجا باید نکته و ویرگول و علامت سؤال بگذارد، باید
منطق و  اصول یاد بگیرد که در این صورت به صورت تفصیلی تدبر انجام گرفته و او خودش
مکانیزم  تدبری وجودش را فعال کرده است و یک وقت هم او خودش به دنبال یاد گیری این
علمها  نمی‌رود و از کسی که قرآن را با توجه به این علمها ترجمه کرده است اما نه
ترجمه به  معنای انتقال معنای تک تک کلمات، بلکه ترجمه به ممعنای انتقال کلمات و
جملات و  سیاقها و سوره‌ها و بعداً کل است و بعضیها ادعای امانتداری در ترجمه را
دارند به  این نحو که ما کلمه را به کلمه ترجمه می‌کنیم که امانتداری این نیست
امانتداری در  ترجمه این است که مقصود موجود در متن قرآن را به ترجمۀ قرآن منتقل
کنی و طوری برای  مخاطب امروزی عمل کند که برای مخاطب عصر نزول. در اینجا یک سؤال
پیش می‌آید که عموم  مردم که سراغ ادبیات و منطق و اصول نمی‌روند پس برای اینها
تدبر در خود قرآن اتفاق  نمی‌افتد و اینها باید در روی ترجمه‌ای که ما به آنها
می‌دهیم تدبر در قرآن کنند و  ترجمه که خود قرآن نیست برای پاسخ به همین سؤال بود
که ما طرح عمومی تدبر در قرآن  را راه اندازی کردیم که این ترجمه بین مردم و قرآن
حجاب نباشد بلکه پل باشد.

ادامه دارد...

http://www.tadabborquran.com/?p=2743



نوع مطلب : قرآن و حدیث 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo